جایی که صداهای پنهان در شهر شنیده شدند

در شهری مانند تهران، پر از ترافیک، شتاب، صدا و تصویر، گاهی لازم است مکث کنیم و بشنویم. رویداد «عصر دیدنی تهران» دقیقاً برای همین توقف در میان هیاهوی زندگی شهری خلق شده است؛ تا هر ماه، فرصتی فراهم کند برای نگاه تازه به شهر، انسان و جامعه.
پنجاه و دومین رویداد عصر دیدنی با عنوان «صداهای پنهان در شهر» برگزار شد؛ رویدادی که با نگاهی بازی‌محور، متفاوت‌تر از همیشه، شرکت‌کنندگان را وارد دنیایی از تفکر سیستمی کرد.

عصر دیدنی چیست و چرا برگزار می‌شود؟

عصر دیدنی تهران مجموعه‌ای از رویدادهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی است که با هدف تقویت نگاه تحلیلی، جمعی و خلاق به مسائل شهری برگزار می‌شود. در هر رویداد، یک موضوع خاص انتخاب می‌شود و راهبران باتجربه با استفاده از روش‌های تعاملی، ذهن شرکت‌کنندگان را به چالش می‌کشند.
در واقع، عصر دیدنی فرصتی است برای «دیدنِ نادیده‌ها»؛ چه در رفتارهای اجتماعی، چه در سازوکارهای شهری و چه در ساختارهای فکری.

رویداد پنجاه و دوم؛ صداهایی که تا پیش از این شنیده نمی‌شدند

موضوع این دوره از عصر دیدنی، «صداهای پنهان در شهر» بود. عنوانی استعاری و تأمل‌برانگیز که مخاطب را از همان ابتدا درگیر پرسش می‌کرد:
کدام صداها در شهر پنهان‌اند؟ چه چیزهایی را نمی‌شنویم؟ و چرا؟

برخلاف دوره‌های پیشین که بیشتر مبتنی بر گفت‌وگو و تحلیل بودند، این بار شرکت‌کنندگان وارد یک بازی گروهی و تعاملی شدند. یاور مشیر فر، راهبر این دوره، با طراحی ساختاری هوشمندانه، مفهوم تفکر سیستمی را از سطح تئوری به تجربه‌ای ملموس تبدیل کرد.

نقش یاور مشیر فر در این تجربه

یاور مشیر فر، یکی از مربیان و تسهیل‌گران شناخته‌شده در حوزه یادگیری سیستمی و توسعه فردی، در این رویداد نقش راهبری آموزشی را بر عهده داشت.
او به‌جای سخنرانی‌های معمول، تصمیم گرفت فضایی خلق کند تا خود شرکت‌کنندگان تجربه‌گر معنا شوند. برای این کار، او از روش بازی‌محور (Game-Based Learning) استفاده کرد؛ روشی که امروزه در آموزش تفکر سیستمی در جهان کاربرد زیادی دارد.

آغاز بازی؛ دولت خیالی در دل عصر دیدنی

در ابتدای بازی، مشیر فر چندین کارت یا برگه میان گروه‌ها توزیع کرد. روی هر کارت، عنوانی از وزارتخانه‌های دولتی نوشته شده بود:
وزارت حمل‌ونقل، وزارت انرژی، وزارت صدا و سیما، وزارت بهداشت و وزارت اقتصادو…
شرکت‌کنندگان در قالب این وزارتخانه‌ها گروه‌بندی شدند و هر گروه باید تصور می‌کرد که در یک دولت خیالی مسئول تصمیم‌گیری برای آینده کشور است.

وظیفه گروه‌ها ساده اما چالش‌برانگیز بود:
هر گروه باید از میان چند گزینه‌ سیاستی، یک تصمیم مهم برای شش ماه آینده کشور انتخاب می‌کرد و دلایلش را توضیح می‌داد.

تصمیم‌سازی در فضای بازی

بحث‌ها در گروه‌ها بالا گرفت. هر وزارتخانه با دیدگاه خود تصمیمی گرفت:
وزارت انرژی تصمیم به تولید خودروهای برقی گرفت تا آلودگی شهرها کاهش یابد.
وزارت حمل‌ونقل پیشنهاد داد این خودروها را وارد کشور کند تا سریع‌تر اجرا شود.
وزارت اقتصاد اما اعلام کرد بودجه‌ای برای این طرح وجود ندارد.
وزارت صدا و سیما نگران بود که مردم هنوز آماده پذیرش چنین تغییری نیستند و وزارت بهداشت نیز تأکید داشت که سلامت عمومی با آلودگی هوا گره خورده است.

فضا پر از گفت‌وگو، استدلال و تعامل شد؛ درست شبیه واقعیت پیچیده مدیریت شهری.

جایی که بازی به آموزش تبدیل شد

در میانه رویداد، یاور مشیر فر همه را گرد هم آورد و گفت:
«جالب است که بیشتر تصمیم‌هایی که انتخاب کرده‌اید، در دولت واقعی سال‌هاست مطرح‌اند اما هنوز اجرا نشده‌اند.»
این جمله، نقطه عطف بازی بود. شرکت‌کنندگان متوجه شدند که هدف بازی تنها تصمیم‌سازی نیست، بلکه درک چرایی ناکارآمدی تصمیم‌هاست.

ورود تفکر سیستمی به بازی

مشیر فر در ادامه توضیح داد که بسیاری از تصمیم‌های درست در ظاهر، به دلیل نبود نگاه سیستمی در عمل شکست می‌خورند.
وقتی وزارت انرژی تصمیم به تولید ماشین برقی می‌گیرد اما وزارت اقتصاد منابع مالی ندارد و وزارت حمل‌ونقل سیاست واردات را ترجیح می‌دهد، یعنی اجزای سیستم با یکدیگر هماهنگ نیستند.

او مفهوم «تفکر سیستمی» را با زبانی ساده شرح داد:
«در تفکر سیستمی، ما به ارتباط بین اجزا نگاه می‌کنیم، نه فقط به خود اجزا. وقتی صدای یک بخش را نمی‌شنویم، کل سیستم دچار اختلال می‌شود.»

صداهای پنهان در شهر یعنی چه؟

عنوان این رویداد دقیقاً به همین معنا اشاره داشت.
در هر شهر، صداهایی وجود دارند که شنیده نمی‌شوند: صدای مردم، صدای طبیعت، صدای کودکان، صدای کارگران یا حتی صدای بخش‌هایی از سیستم که در تصمیم‌گیری‌ها نادیده گرفته می‌شوند.
این رویداد به شرکت‌کنندگان نشان داد که تفکر سیستمی یعنی شنیدن همین صداهای پنهان و توجه به روابط درون‌سیستمی که اغلب از دید ما دور می‌مانند.

تعامل، همدلی و یادگیری جمعی

آنچه این دوره را از سایر رویدادهای عصر دیدنی متمایز می‌کرد، فضای تعامل و یادگیری گروهی بود.
شرکت‌کنندگان در قالب نقش‌های ساختگی، درک عمیق‌تری از سازوکارهای اجتماعی پیدا کردند و فهمیدند که هیچ تصمیمی در خلأ گرفته نمی‌شود.
هر تصمیمی بر بخش‌های دیگر تأثیر می‌گذارد و بدون گفت‌وگو، هیچ سیاستی به نتیجه نمی‌رسد.

از بازی تا بینش

وقتی بازی به پایان رسید، بسیاری از شرکت‌کنندگان گفتند که تازه فهمیده‌اند چرا بسیاری از سیاست‌ها و طرح‌های شهری با وجود نیت خوب، در عمل به بن‌بست می‌رسند.
یاور مشیر فر توضیح داد که این تجربه، تمرینی برای درک عمیق‌تر واقعیت‌های سیستمی شهر بود.
او گفت:
«شهر ما مثل یک بدن زنده است؛ اگر فقط به درمان یک عضو فکر کنیم و کل بدن را نبینیم، سلامتی پایدار نخواهد بود.»

شهر به‌عنوان یک سیستم زنده

یکی از بخش‌های جذاب رویداد، گفت‌وگو درباره این بود که شهر چگونه یک سیستم زنده است.
هر خیابان، محله، نهاد و سازمان، نقشی در زنده ماندن این سیستم دارد. وقتی یک بخش به‌درستی کار نمی‌کند، سایر بخش‌ها هم تحت تأثیر قرار می‌گیرند.
شرکت‌کنندگان با مثال‌های عینی مثل آلودگی هوا، ترافیک، بحران انرژی و مدیریت پسماند، ارتباط میان بخش‌های مختلف را تحلیل کردند.

نتیجه بازی؛ شنیدن، فهمیدن، تغییر دادن

در پایان، گروه‌ها دوباره تصمیم‌گیری کردند، اما این‌بار با نگاه سیستمی‌تر.
مثلاً گروه وزارت انرژی تصمیم گرفت ابتدا با وزارت حمل‌ونقل و اقتصاد هماهنگ شود، برنامه مشترک تدوین کند و بخشی از بودجه را از طریق سرمایه‌گذاری بخش خصوصی تأمین نماید.
یعنی تفکر سیستمی از یک مفهوم ذهنی به رفتار عملی تبدیل شد.

تجربه‌ای برای یادگیری نسل آینده

یکی از اهداف مهم عصر دیدنی، پرورش نسلی از شهروندان آگاه و مسئول است که بتوانند در آینده نقش‌های اجتماعی و مدیریتی مؤثری ایفا کنند.
در این رویداد، یادگیری فقط از طریق شنیدن نبود؛ بلکه از طریق تجربه، گفت‌وگو، خطا و تصحیح به‌دست آمد.
این همان یادگیری عمیق است که در ذهن می‌ماند.

نگاهی به تأثیر اجتماعی عصر دیدنی

در طی بیش از پنجاه دوره برگزاری، عصر دیدنی تهران نشان داده که چگونه می‌توان از دل یک رویداد فرهنگی، تغییر فکری و اجتماعی پدید آورد.
هر ماه، گروهی از جوانان، دانشجویان، معلمان، فعالان اجتماعی و علاقه‌مندان به شهر، گرد هم می‌آیند تا شهر را دوباره ببینند، بشنوند و بفهمند.

تفکر سیستمی و بازی محوری

جمع‌بندی

از صداهای پنهان تا تفکر سیستمی

رویداد پنجاه و دوم عصر دیدنی تهران نشان داد که گوش دادن، همان اندازه اهمیت دارد که دیدن.
وقتی شهر را فقط می‌بینیم اما نمی‌شنویم، بخش بزرگی از واقعیت را از دست می‌دهیم.
این تجربه بازی‌محور با راهبری یاور مشیر فر به ما یادآوری کرد که برای ساختن شهری بهتر، باید همه صداها شنیده شوند: از مردم و نهادها گرفته تا طبیعت و آینده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید علاقه مند باشید به