جزئینگری؛ جلسه چهل و ششم از عصردیدنی مشهد
به عنوان کسی که در دقت و توجه به جزئیات کمی ضعیف عمل میکنم عنوان جلسه چهل و ششم عصردیدنی منو به وجد آورد که هر طور شده توی جلسه شرکت کنم تا بلکه کمی بیشتر در مورد این مهارت نرم و راههای تقویتش بدونم.
خوشبختانه افتخار حضور توی جلسه رو پیدا کردم و حالا میخوام از چیزهایی که یاد گرفتم واستون بگم. ممنون که همراهم هستید.

تعریف جزئینگری و مرز باریک اون با کمالگرایی
ارائه دهنده این جلسه از عصردیدنی مشهد خانم صدف یوسفی، مدیر منابع انسانی گروه دایان بودن که انصافا خیلی خوب تونستن مهارت نرم جزئینگری رو بشکافن و به سوالات ناتموم بچهها با صبر و حوصله جواب دادن ☺
تعریفی که ایشون از جزئینگری دادن این بود: «توجه دقیق به جزئیات رو بهش میگن جزئینگری» اما این تعریف باعث شد این جرقه توی ذهن همه نقش ببنده که نکنه با دقت زیادی توی جزئیات دچار وسواس و نوعی کمالگرایی بشیم!
اینجا بود که خانم یوسفی توضیح دادن مرز بین جزئینگری و کمالگرایی خیلی باریک هست. برای همین باید مراقب باشیم که خیلی درگیر جزئیات تسک نشیم که مسیر کلی رو فراموش کنیم.
به پیشنهاد ایشون و سایر دوستان، بهترین راهکار برای رعایت مرز بین جزئینگری و کمالگرایی اینکه برای خودمون یک برنامه زمانی مشخص داشته باشیم. مثلا با خودمون تعیین کنیم که ما فقط nساعت رو صرف بررسی جزئیات یک تسک صرف میکنیم.
تهیه یک چک لیست هم میتونه برای رسیدن به این هدف موثر باشه. اینکه قبل از بررسی جزئیات دقیق یک موضوع برای خودمون چک لیست تهیه کنیم تا از مسیر اصلی خارج نشیم و از کمالگرایی جلوگیری کنیم.
جزئینگری باعث طولانی شدن زمان انجام وظایفمون نمیشه؟
این هم سوال مهمی بود که بچهها باهاش مواجه شدن. اینکه اگه ما بخوایم با جزئینگری یک موضوع رو بررسی کنیم باید تایم بیشتری واسش قائل بشیم و اینطوری از ددلاین اون تسک عقب میوفتیم.
اما جواب اینکه سرعت ما با جزئینگری در تضاد نیست. اتفاقا برعکس، وقتی با جزئینگری یا همون دقت و تمرکز بالا مرحله به مرحله تسک رو بررسی میکنیم و جلو میریم، احتمال خطا در مراحل بعدی کمتر میشه و در نتیجه خروجی ما هم کیفیت بالاتری داره و هم اینکه دیگه نیاز نیست به خاطر نقصی که در مراحل قبلی ایجاد شده کل مسیر رو از نو طی کنیم.
چطوری جزئینگری رو توی کارهای روتین رعایت کنیم؟
این سوالی بود که ذهن من رو به خودش درگیر کرده بود و توی جلسه مطرح کردم. خوشبختانه به جواب جالبی رسیدم. اینکه یکی از مهمترین خصلتهای آدمهای جزئینگر اینکه انسانهای خلاقی هستن.
حالا اگه قراره کار روتین و تکراری انجام بدن، باز هم دنبال یک مسیر خلاقانه و جدید برای انجامش هستن. اینطوری قدرت تمرکز و دقتشون در انجام اون کار بالا میره.
چی کار کنیم که مهارت نرم جزئینگری در ما افزایش پیدا کنه؟
از اونجا که جزئینگری هم مثل تمام مهارتهای نرم ما قابل تقویت هست، چندتا راهکار برای افزایش قدرت این مهارت پیشنهاد داده شد:
داشتن برنامهریزی و نظم دادن به کارها
شنونده فعال بودن
کتاب خواندن
مدیتیشن
مولتی تسک نبودن
بودن در لحظه
جابجایی سریع ذهن بین کلینگری و جزئینگری
حالا به عنوان جمعبندی میخوام چندتا نکته جالب که از این جلسه فهمیدم رو بهتون بگم:
جزئینگری یک مهارت نرم بسیار مهم هست که باید برای یادگیری اون وقت بذاریم. حالا لازم نیست توی این مهارت صد باشیم ولی نباید از حداقل هم پایینتر باشیم.
جزئینگری در بعضی مشاغل و موقعیتها به عنوان مهارت سخت شناخته میشه. به عنوان مثال برای فردی که در پوزیشن منابع انسانی کار میکنه، جزئینگری میتونه یکی از مهارت سخت باشه.
بارزترین خصیصه جزئینگری داشتن تمرکز هست. باید تمرکز داشته باشی تا جزئیات رو ببینی.
همه آدمها میتونن هم کلینگر و هم جزئینگر باشن. مهم اینکه در آنی از لحظه که لازمه کلینگر و جزئینگر باشیم.
شما فکر میکنید آدم جزئینگری هستید؟ چه راهکارهایی برای تقویت این مهارت پیدا کردید؟
برای اینکه کاملا در جریان جلسه قرار بگیرید میتویند ویس این جلسه رو هم گوش بدید :
به قلم سعیده جلالیان


