
مقدمه: چگونه نوشتن را بهراحتی نفسکشیدن انجام دهید؟
ما اینجاییم تا با شما در مورد اهمیت نوشتن صحبت کنیم و راهحلهای ساده برای نوشتن متون حرفهای رو ارائه بدیم. پس اگر تو هم علاقهمند به نوشتنی و یا حتی نوشتن برات کار سخت و طاقتفرسایی هست، با ما همراه شو تا خودت شروع یک تغییر بزرگ رو ببینی. برو بریم …
بخش اول: شروع جلسه
•مهرداد کلاگر، گفتگو تو این جلسه رو با یک سؤال اصلی شروع کرد. نوشتن چیست؟
شرکتکننده ها شروع کردند به اظهارنظر. هر کدوم از زاویه دید خودشون تعریف متفاوتی داشتند. یکی گفت پیادهسازی افکار، دیگری معتقد بود نوشتن بازی با کلمات است و… . در نهایت مهرداد به جمعبندی رسید و گفت:
نوشتن یک هنر مثل سایر هنرها که ما کمی باهاش بد تا میکنیم و سخت میگیریم. مثل هنر موسیقی لازمه گاهی نتهای بیمعنی رو کنار هم بگذاریم و بنوازیم. عیناً در نویسندگی هم باید گاهی اتفاقات درونمان را به متن تبدیل کنیم و اگر تمام اینها را بر اساس اصول، قواعد و استانداردها پیش ببریم به یک متن درست تبدیل میشود.
مهرداد برای تفهیم بهتر حرفش برای شرکتکنندهها مثالی زد از میکلآنژ مجسمهساز معروف. داستان از این قرار که انگاری میکلآنژ تو روزهای کودکیاش معمولاً جلوی یک کلیسا چندین ساعتی رو مینشسته و به یک تختهسنگ بزرگ زل میزده. همسر حاکم اون زمان از کلیسا بیرون میاد و میکلآنژ رو در همون حال می بینه. براش سؤال میشه که این پسر این مدت داره چیکار میکنه؟ پس ازش همین رو می پرسه. میکلآنژ هم در کمال پررویی میگه دارم کار میکنم. از این اتفاق چند سالی می گذره و سالها بعد میکلآنژ از اون تختهسنگ یکی از زیباترین مجسمههای خودش رو می سازه. این اتفاق قبلاً در ذهن اون افتاده بوده و اکنون نتیجه آن خودنمایی می کنه. نوشتن هم دقیقاً همینه. یعنی اتفاقی در ذهن رخ میده و بهمرور روی کاغذ میاد و در نهایت شکل می گیره.
امروز افتخار داریم میزبان فردی باشیم که هنر او در بازی با کلمات هر شنوندهای را مجذوب میکند. مهرداد کلاگر، کسی که در دنیای محتوا قدم میزند و با کلمات زندگی میکند. او نهتنها نویسندهای توانمند، بلکه شاعری است که با واژگان اشعاری خلق میکند که احساسات را به جریان میاندازد. مهرداد امروز اینجاست تا از قدرت جادویی کلمات برایمان بگوید و ما را با لذت پنهان استفاده از آنها آشنا کند. آماده باشید تا سفری شگفتانگیز به دنیای کلمات را با او آغاز کنیم!

مهرداد از 16 سالگی دست به قلم شده و نوشته و نوشته. آنقدر که الان به چنان تسلطی از نویسندگی رسیده که میتونه از یک متن به سبک نویسنده و منبع الهام اون پی ببره. لازمه بگم که مهرداد چند سال پیش تو جشنواره شعر سپید مقام دوم رو کسب می کند. مهرداد تو این مسیر با محتوای دیجیتال آشنا می شه و در ادامه قدم به دنیای تبلیغات می گذاره. با افراد موثری در این راه آشنا می شود و دانش زیادی رو از اونها فرا می گیره. یکی از این افراد مهم و تاثیرگذار دکتر مرادی هست. او معتقده که یک اثر بیانگر عقاید، افکار و احساسات نویسنده است و این خود نشان دهنده هویت اون اثر هست. اینجاست که به اولین نکته طلایی می رسیم.
امضای محتوایی از متن و نوشته ما منتقل میشه، نشاندهنده هویت نویسنده بوده و ساختار اصلی محتوا رو شکل میده.
بخش دوم: باز تعاریف مهم
مهرداد معتقده یک نویسنده موفق فردی است که به نوشتههای 6 ماه قبل خودش بخندد چون در مسیر درست پیشرفت بوده و اثار قبل همه نیازمند اصلاح و بهبود هستند.
•سؤال دوم مهرداد از ما این بود که چرا مینویسیم؟
دوباره شرکتکنندهها شروع به صحبت کردند. بادقت به نظر تکتک آنها گوش دادیم. بیوقفه میگفتند.
برای جلوگیری از فراموشی. باهدف تخلیه ذهن. داشتن پلن و برنامه روی کاغذ. برای امرارمعاش. علاقه به خلقکردن. تخلیه عواطف، برندسازی و…
مهرداد گفت که به شخصه برای او نوشتن با تخلیه روحی و درونی شروع شده است و در مرحله بعد، این نوشتن تبدیل به لذت شده. او معتقد است نوشتن به منزله خلق کردن است و این خود با لذت وصف نشدنی همراه است. فقط باید برای آن وقت گذاشت و شروع کرد.

اگر میخواهید افکار و عقاید خود را با جذابیت هرچهتمامتر به متن تبدیل کنید، پس با ما همراه شوید!
رازهای آسان نویسی که قطعاً هیچکس تابهحال به شما نگفته است:
نقدپذیر بودن کمک بسیاری در این راه میکند. کتابخواندن و مطالعهکردن هم تأثیر به سزایی دارد. همچنین به این نکته توجه شود که حتی هنگامی که موضوعی برای نوشتن ندارید چگونه باید شروع کنید. در مورد همینکه هیچ موضوع مناسبی نمییابید بنویسید و کمکم نوشتههای خود را گسترش دهید. میتوانید از نقاط عطف در طول یک روزتان شروع به نوشتن کنید.
نکته طلایی دوم رو اینجا خواهیم داشت:
مهرداد میگوید وقتی می تونی راجع به موضوعی حرف بزنی مطمئن باش راجع به آن حتماً می تونی بنویسی. اول توی ذهنت مطالب رو مرور کن و بهش فکر کن، سپس ذهنت خودبهخود آماده نوشتن میشود.

•سؤال جالبی برای یکی از شرکتکنندگان پیش اومد که شاید سؤال هر کدوم از ما باشه، چطور با نوشتههای خودمون مواجه بشیم که اونها رو مانند فرزندانمون نبینیم؟
راهحل: فردی رو که بهش اطمینان دارید و درک درستی از شما و کارتون داشته باشد رو انتخاب کنید. از او بخواهید متن شما رو بخونه و نظرش رو بگه. اون فرد چون شما رو می شناسه قطعاً به شیوه درستی ازتون نقد می کنه و از اینجا می تونید نقدشدن رو شروع کنید و به مرور این کار برای شما مثل یک نیاز مهم می شود.
•مهرداد از شرکتکنندهها راجع به جذابیت پرسید. تعریفتون از جذابیت رو بیان کنید. یکی گفت حلب توجه، دیگری معتقد بود تمایز و تفاوت و… اما از جالبترین جوابهایی که به گوش رسید این بود که جذابیت یک توهم و در اصل کلاً وجود نداره.
مهرداد اینگونه به صحبتها جهت داد که جذابیت در واقع یک آن هست که برای یک فرد نسبت به یک موضوع اتفاق میافتد. حال این جذابیت در نوشتن هم وجود داره و میتوان با استفاده از دایره لغات قوی و مفاهیم قابلدرک در دنیای هنری اثری خلق کرد تا هم نویسنده و هم مخاطبین آن لذت ببرند.
جذابیت در نوشتار بیشتر از آنچه که فکر میکنید اهمیت دارد.
•آخرین سؤال مهرداد از ما این بود که خلاقیت در نوشتن چیست و چگونه ایجاد میشود؟
همگی بعد از بیان افکار پراکندهمان به این نتیجه رسیدیم که خلاقیت یک تعریف کاملاً نسبی است. باقاعده اساسی و دانش کامل نویسنده نسبت به یک موضوع در متن پدیدار میشود. یعنی باید ابتدا موضوع را کاملاً درک کنی و بهتمامی جنبههای آن آگاهی پیدا کنی تا در نهایت بتوانی در ورای آنها به خلاقیت برسی. در همین حین باید مخاطب هدف را بشناسی و با نیازسنجی از او جهتمند در این مسیر گامبرداری.

بخش سوم: پایان جلسه و نتیجهگیری
![]()
مهرداد در انتها به نقل از آقای مجتبی مرادی گفت: چه خوب میشود اگر گاهی ننویسیم. آن زمان که حرفی برای گفتن نیست هیچ لزومی هم به نوشتن نیست؛ زیرا با این کار کیفیت را فدای نوشتن نمیکنیم. او همچنین اضافه کرد گاهی میتوان برای شروع از بیان یک تصویر آغاز کرد و به آن بالوپر داد تا گسترش یابد.
![]()
و در آخر قسمتی از یکی از نوشتههایش را برایمان خواند و خواست از 3 تا 10 به او نمره بدهیم. با اینکار به ما نشان داد نباید از انتقاد دیگران ترسید بلکه بهتر است که دائما به فکر اصلاح و بهبود در نوشتار باشیم.


