توی تمام جلساتی که تا بحال شرکت کردم، دورهمی با موضوع مسئولیتپذیری یکی از چالشیترین و در عین حال جذابترین و آموزندهترین جلسات بود که خود دایی حسام گرداننده و ارائه دهنده جلسه بود.
شاید اصلیترین دلیل جذابیت این جلسه اینجاست که من خودم مدتها ذهنم درگیر این مهارت نرم، یعنی مسئولیتپذیری بود.
در گذشته فرار کردن از مسئولیت کارهام جزو عادتهای من بود. اینکه اگه با مشکلی در زندگی شخصی یا کاری برخورد میکردم، فقط سهم دیگران رو میدیدم و خودم رو اصلا مقصر نمیدونستم. البته مقصر بودن با مسئول بودن فرق داره و این یکی از نکاتی بود که توی این جلسه از عصردیدنی و بحثی که بین بچهها پیش اومد متوجه شدم.
مدتی زمان برد تا با بالا رفتن تجربیاتم و کمک دوستان و مشاورم تونستم مقداری روی این مهارت کار کنم. جذابیت جلسه اینجا بود که وقتی دایی حسام داستان زندگی خودش و شکستهایی که توی این مسیر خورده بود رو تعریف کرد، از بچهها پرسید به نظرتون چه کسی مسئول این شکستها هست؟
جمع زیادی از بچهها خانواده، جامعه، نوع فرهنگ، تربیت و حتی سیستم آموزشی رو مسئول دونستن. اما من و تعدادی دیگه از بچهها خیلی محکم و مطمئن پاسخمون این بود که مسئولیت صفر تا صد زندگی با خودمون هست.
اینطور شد که یک بحث به شدت جذاب، داغ و هیجانی بین بچهها شکل گرفت. هر کسی اونجا با بیان دلایلش از دیدگاه خودش دفاع کرد و لابلای این صحبتها کلی حرف جدید یاد گرفتم. مخصوصا اینکه دیدم خیلیها طرز تفکر گذشته من رو دارن و این کاملا طبیعیه.
اما در نهایت بحث به اینجا رسید که مسئولیتپذیری یکی از مهمترین مهارتهای نرمی هست که من باید یاد بگیرم و روی تقویتش کار کنم. چون تا زمانی که مسئولیت کارهام رو به عهده نگیرم، راه پیشرفت و رشد رو روی خودم بستم.
نکته دیگهای که توی این جلسه فهمیدم این بود که همیشه یک سری بهانه و توجیه برای فرار کردن از زیر بار مسئولیت وجود داره. مثلا اینکه من بچه بودم و پدر و مادرم باید فلان کار رو میکردن و نکردن. یا من توی بد شرایطی گیر کرده بودم و هر کس دیگهای غیر از من بود هم همین کار رو میکرد.
اما همه میدونیم اینها همش دور زدن خودمون هست. ما به زمان کودکی و حتی نوجوانی که قدرت تصمیمگیری مناسبی نداریم کار نداریم.
بحث مسئولیتپذیری از زمانی جدیتر میشه که به عنوان یک انسان عاقل و بالغ شناخته میشیم. اونجا دیگه مسئول دونستن دیگران برای انتخابهای اشتباه زندگیمون فقط یک راه فراره تا خودمون رو از بار مسئولیت کارمون خلاص کنیم.
هیچکس تاثیر جامعه، دوستان، خانواده و حتی سیستم آموزشی رو روی تصمیماتمون رد نمیکنه، اما در نهایت این من هستم که مسئول انتخابهام هستم. حالا چه درست و چه غلط.
تجربه شخصی خودم اینکه من زمانی توی زندگی شخصی و کاری به رشد و پیشرفت رسیدم که مسئولیت تمام اتفاقاتی که توی زندگی و کار واسم پیش اومد پذیرفتم. چون تنها بعد از اون بود که دنبال چارهای برای حل مشکلات افتادم.
نظر شما چیه؟ به نظرتون چه کسی مسئول اتفاقاتی هست که توی زندگی واستون میوفته؟ والدین؟ جامعه؟ دوستان؟ یا خودتون؟
نویسنده: سعیده جلالیان


