کسب چه کاری؟ راه و چاه های مسیر کارآفرینی

 یک عصر با طعم دغدغه‌های توسعه‌محور

رویداد «عصردیدنی» در نیشابور، فرصتی بود برای شنیدن روایت‌هایی از دل تجربه‌های عمیق، شکست‌ها و بازسازی‌ها، و نیز تأملی دوباره بر ساختارهای ناکارآمد اجتماعی و اقتصادی. کمال میری، سخنران این جلسه، با نگاهی چندلایه و روایت‌محور، دغدغه‌هایی را از دل میدان واقعی کسب‌وکار، سیاست‌گذاری، آموزش، و فرهنگ عمومی با مخاطبانش در میان گذاشت. سخنان او نه صرفاً گزارشی از وضعیت موجود، بلکه تلاش برای ترسیم نقشه‌ای برای آینده‌ای واقع‌بینانه، متکی بر شبکه‌سازی، دانش و مسئولیت‌پذیری بود.

از فناوری تا کارآفرینی، سیر تحول یک دغدغه شخصی

کمال میری از ابتدا با فناوری اطلاعات (IT) کار خود را آغاز کرده، اما به مرور دریافت که مسیر او صرفاً فنی نیست. مسیر زندگی‌اش به حوزه کارآفرینی گره خورد. او از راه‌اندازی شرکت تحت نظارت وزارت کار سخن گفت؛ شرکتی که در آن خدمات مشاوره کارآفرینی ارائه می‌دادند و پروژه‌هایی مانند تخصیص وام اشتغال به بیش از ۲۰۰۰ نفر را در مناطق مختلفی از جمله نیشابور، فیروزه، و گلبهار مدیریت کردند.

وام‌های اشتغال، سرمایه‌ای برای سقوط یا خیز؟

میری با نگاهی منتقدانه و داده‌محور، به وضعیت وام‌های اشتغال پرداخت. او از حجم عظیم منابع توزیعی توسط نهادهایی مانند کمیته امداد، بهزیستی، سپاه، بنیاد برکت، و دیگر نهادهای حمایتی گفت که سالانه میلیاردها تومان در سطح شهرستان‌ها تزریق می‌کنند. اما خروجی آن چیست؟ اغلب کسب‌وکارهای کوچک و خانگی پس از مدتی شکست می‌خورند. چرا؟ چون آموزش، راهبری، و مدل‌های پایدار اقتصادی در کنار آن‌ها نیست. او می‌گوید: «ما افراد را از بیکاری درآوردیم، اما وارد گردابی از بدهی کردیم.»

نسل جدید، هوشمند اما بی‌مسیر

یکی از فرازهای کلیدی صحبت‌های میری به تغییر نسل مربوط می‌شود. او معتقد است نسل جدید تحلیل‌گر، اهل محاسبه «هزینه-فایده» و باهوش است، اما در نظامی بی‌سامان و بدون جهت قرار دارد. در جایی می‌گوید: «به بچه‌ها می‌گم چرا اومدی دانشگاه؟ می‌گه فعلاً اومدیم ببینیم چی میشه.» این بلاتکلیفی، نتیجه بی‌ارتباطی ساختار آموزشی و مهارتی با نیازهای واقعی بازار است.

نقش دانشگاه و پارک فناوری، فرصت یا نمایشی پوچ؟

او از تجربه‌اش در پارک علم و فناوری می‌گوید و برگزار کردن استارتاپ ویکندهایی در نقاط مختلف خراسان. در یک نمونه، زنی مددجو از نیشابور که سواد بالایی نداشت، با حضور در یک رویداد استارتاپی به یکی از تولیدکنندگان برتر فرش تبدیل شد و در ترکیه صادرات داشت. این نمونه موفق، گواهی است بر اینکه آموزش و شبکه‌سازی درست می‌تواند محرک رشد واقعی باشد، نه صرفاً تزریق پول.

درد توسعه، سیاست‌گذاری بدون علم، احساسات به‌جای تحلیل

میری معتقد است یکی از ریشه‌های اساسی انحراف در مسیر توسعه، حاکم بودن احساسات در تصمیم‌گیری‌های کلان و خرد است: انتخاب رشته، شغل، ازدواج، و حتی سیاست‌گذاری اقتصادی، همگی بر پایه احساس آنی و فرهنگ سنتی است نه تحلیل علمی. «ببینید چقدر از پول و منابع کشور را هدر می‌دهیم چون بر اساس اطلاعات درست تصمیم نگرفتیم.»

روایت‌هایی از کف میدان، کارآفرینانی در نبرد بقا

در ادامه جلسه، شرکت‌کنندگان تجربیات واقعی خود را بیان کردند. از استارتاپی در حوزه خیاطی که بعد از جذب دو سرمایه‌گذار شکست خورد، تا فردی که تیم ۱۱ نفره راه انداخت برای طراحی سایت و بعد فقط ۴ نفر ماندند. نمونه‌هایی از تلاش، شکست، و آموختن در مسیر پرسنگلاخ کارآفرینی. تاکید اصلی آن‌ها: فرهنگ تیم‌سازی، حقوق مالکیت معنوی، و تاب‌آوری.

اشتغال پایدار، فقط پول نیست، پایداری مهم‌تر است

میری در بخشی از صحبت‌هایش تأکید کرد که شغل‌آفرینی کار سختی نیست؛ اما پایداری شغلی دشوار است. او با استناد به تجربیاتش در ارزیابی صنایع، می‌گوید: بسیاری از کارخانه‌ها در بازاریابی، برندینگ، و قیمت‌گذاری شکست می‌خورند، نه در تولید. چرا؟ چون ذهن سنتی هنوز بر ساختار تصمیم‌گیری حاکم است.

آموزش و آینده‌پژوهی، شکاف دانشگاه و صنعت

شکاف بین دانشگاه و صنعت به‌زعم میری به مرحله بحرانی رسیده است. فارغ‌التحصیلان آی‌تی، مدیریت و حتی فنی، مهارتی برای ورود به بازار ندارند. او بر ایجاد «رابطه معنادار بین آموزش و صنعت» تأکید دارد؛ از حمایت صنعتگران از پروژه‌های دانشگاهی گرفته تا تغییر نگاه اساتید نسبت به آموزش مهارتی.

فرصت‌های ناب نیشابور، از گیاهان دارویی تا صنایع تبدیلی

در بخش‌هایی از صحبت، میری به فرصت‌های بالقوه نیشابور اشاره کرد: اقلیم منحصر‌به‌فرد، منابع گیاهی بکر، پتانسیل در حوزه صنایع تبدیلی، و نبود رقبای جدی در حوزه بسته‌بندی و صادرات. به‌زعم او: «نیشابور می‌تواند قطب گیاهان دارویی کشور باشد، اگر نگاه سنتی را کنار بگذاریم.»

راهکارها، شبکه‌سازی، آگاهی، و بازتعریف فرهنگ کار

پیشنهادهای میری برای بهبود وضع:

  1. راه‌اندازی کافه‌های کارآفرینی به‌عنوان مراکز شبکه‌سازی
  2. دعوت از کارآفرینان موفق محلی به مدارس و دانشگاه‌ها
  3. حمایت از استارتاپ‌ها نه با وام، بلکه با آموزش و سرمایه اجتماعی
  4. بازتعریف فرهنگ مصرف، اشتغال و آموزش در جامعه

نتیجه‌گیری: از خودمان آغاز کنیم

در پایان، میری تأکید می‌کند که نباید منتظر تغییرات حاکمیتی ماند. «من، شما، همین جمع‌های کوچک، همین رویدادها می‌توانند نقطه شروع باشند.» او صحبتش را با یک جمله کلیدی به پایان می‌برد: «امام زمان ما خود ما هستیم اگر به هم کمک کنیم.»

این جلسه، بیش از آنکه یک سخنرانی آموزشی باشد، تلاشی بود برای بیدار کردن دغدغه توسعه در دل هر مخاطب؛ دعوتی به تفکر، اقدام، و هم‌افزایی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید علاقه مند باشید به