این روزها همه ما در موقعیتهای مختلف، بارها در مواجهه با یک محتوای احساسی یا یک گزارش بحران قرار میگیریم. یک حادثه یا یک تصویر تکاندهنده کافیست تا موجی از همدردی راه بیندازد و ما را وادار کند که احساس مسئولیت کنیم و «کاری انجام دهیم». اما در مواجهه با این شرایط، همیشه از خودمان میپرسیم: آیا این حسها به عمل تبدیل میشوند یا فقط در قالب یک استوری و لایک باقی میمانند؟ فاصله بین یک «احساس» پرشور و یک «عمل» نتیجهبخش چقدر است؟ این همه همدلی به کجا ختم میشود؟
در شصتوسومین عصردیدنی مشهد، با حضور دکتر امیر شهلا، کنشگر اجتماعی، به موضوع «اقدامگری» پرداختیم و دغدغهای مهم در خلال این گفتگو مطرح شد: کمک کردن در دنیای امروز تا چه اندازه به جای یک اقدام واقعی و حسابشده برای تغییر، به یک «شوآف» تبدیل شده است؟
امیر شهلا به ما یادآوری میکند: «اگر بینی که نابینا و چاه است، اگر خاموش بنشینی گناه است».
اما تاکید میکند که همدلی اگر به عمل نرسد، فقط اثری بینتیجه در کوتاهمدت باقی میگذارد.
تفکر پایدار در برابر عمل زودگذر
در این جلسه مثالی عینی مطرح شد: وقتی برای یک کودک روستایی موبایل میخریم، بدون اینکه آموزش یا زیرساختی برای استفاده درست وجود داشته باشد، نتیجه چیست؟ نیت، برآورده کردن یک آرزوست، اما پیامد آن میتواند آسیب و اختلالی تازه به وجود آورد. امیر شهلا میگوید: «ما موظفیم در جامعه مبلغ مهربانی باشیم. چون مهربانی به خود ما برمیگرده. قانون بومرنگه؛ هرچی بندازی، به سمت خودت برمیگرده».
اما همین نگاه مشخص میکند که عمل خیر بدون تفکر پایدار، ممکن است بیشتر از آنکه مفید باشد، آسیبزننده شود.
مشاهده ویدیو در یوتیوب
اگر قصد دارید ویدیو را ببینید، لطفا فیلترشکن خود را روشن کنید.
هزینههای پنهان کمکهای ناپایدار
یکی از دغدغههای مهمی که در جلسه مطرح شد، بحث «عقده اجتماعی» بود. وقتی یک فرد خیّر در منطقهای محروم خانهای لوکس میسازد، نیتش شاید خیر باشد، اما نتیجه چیزی نیست جز حسرت برای مردمان دیگر آن محله. اینجاست که به جای قدردانی، احساس کمبود به وجود میآید و یک عمل خیر، ناخواسته تبدیل به یک بار روانی مخرب میشود.
اندازه عمل مهمتر است یا اثر عمل؟
برای فرار از دام شوآف و اقدامهای سطحی و برای رسیدن به اثر واقعی، باید معیارمان را عوض کنیم و نگاه تازهای به عمل خودمان داشته باشیم. باید باور داشته باشیم که ارزش کار خیر نه در بزرگی عددها و مبلغها، بلکه در اثری است که بر زندگی واقعی آدمها میگذارد. به عبارت دیگر، آنچه مهم است نه فقط اندازهی فیزیکی عمل (مثلاً حجم کمک مالی)، بلکه اثر عملیاتی آن در یک جامعه بزرگتر و انتقال احساس موثر بودن به کل جامعه آماری است.
امیر شهلا تأکید میکند: «من به جامعه خودم یه حرکتی نشون میدم، جامعه هم اکشنش رو به من برمیگردونه. اصلا به پول و مادیات کار نداریم؛ به محتوا و اثر کار داریم».
در ادامه جلسه، مثالی از یک پاکبان مطرح شد؛ پاکبانی که در رسانه دیده شد و فهمید کار کوچک او توانسته زندگی یک نفر را تغییر دهد. همان لحظه، او حس کرد شغل و زندگی روزمرهاش معنای تازهای پیدا کرده است: «وقتی یک پاکبان حس میکنه کاری که کرده زندگی کسی رو نجات داده، فرداش با روحیه دیگهای سر کار میره. همین برق امید، اثر واقعی عمله». این اثرگذاری عمیق، به بودجه کلان نهادهای خیریه نیاز ندارد، بلکه تنها به یک نگاه انسانی به تاثیر روزمرههای ما بر میگردد.
اقدامگری در عصر دیجیتال؛ قدرت شبکههای کوچک
قدرت شبکههای اجتماعی در این است که تاثیر یک عمل کوچک را به یک مقیاس آماری عظیم منتقل میکند. وقتی بهعنوان مثال پنجاه و هفت هزار نفر کنش و اقدامی را انجام میدهند، یکی پست میگذارد، یکی میبیند و لایک میکند و به اشتراک میگذارد، یکی کامنت مینویسند، افراد احساس میکنند که تنها نیستند و عملشان موثر است.
اینجا مسئولیت ما بهعنوان اقدامگر دیجیتال این است که این جامعهی آماری موثر را به سمت هدف درست یعنی به سوی تفکر پایدار، عمل روزمره و ایجاد امید هدایت کنیم و نه به سمت هیجانزدگی لحظهای و ژستهای نمایشی.
امیر شهلا در این زمینه میگوید: «ما نباید خنثی باشیم، نباید بگیم به ما چه یا از ما کاری برنمیاد. هم به ما مربوطه و هم از ما کاری برمیاد.»
اقدامگر بودن، یک تعهد روزانه
پیام اصلی این جلسه روشن بود: اقدامگر بودن بیش از آنکه یک انتخاب لحظهای یا حرکتی قهرمانانه باشد، یک تعهد روزانه است. به قول امیر شهلا: «ما هرکدوم در هر جایگاهی که هستیم، قهرمان زندگی خودمون و آدمهای اطرافمونیم».
ما باید یاد بگیریم همدلی را به عملی پایدار تبدیل کنیم، عملی که به جای پرداختن به شهرت فردِ دهنده، به کرامت جامعه گیرنده احترام بگذارد. وقتی چنین نگاهی داشته باشیم، از دام شوآف و اقدامهای سطحی و بیاثر رها میشویم و میتوانیم مطمئن باشیم که در حال ساختن چیزی ارزشمند هستیم؛ چیزی که اثرش ماندگار است.


