زندگی و زمانه‌ی رنگین‌پوستان هرمزگان | یک جستجوگری درباره‌ی شکل‌گیری جامعه سیاه‌پوستان هرمزگان

گنجینه‌های زنده هرمزگان: قصه‌های تاریخ و فرهنگ

 

هرمزگان، این سرزمین پر از رنگ و فرهنگ‌های مختلف، یک تابلوی زنده است که هر گوشه‌اش داستان‌هایی برای گفتن داره. تاریخ هرمزگان فقط به گذشته ختم نمی‌شه، بلکه آینده‌ای پرامید رو هم نوید می‌ده. اینجا با لحن‌های دلنشین و قصه‌های جذابش، تجربیات انسانی بی‌پایانی رو در دل داره. بررسی فعالیت‌های اقلیت‌های قومی و فرهنگی در این سرزمین به غنی‌تر شدن هویت محلی کمک کرده و در میونه چالش‌ها، فرصت‌های جدیدی رو به وجود آورده. هدف ما از این گزارش اینه که جوون‌ها رو ترغیب کنیم تا با دقت بیشتری به این گنجینه‌ها نگاه کنن و تاریخ هرمزگان رو بیشتر بشناسن. بیایید با هم رو به آینده‌ای روشن و پر از کشف‌ها قدم برداریم.

در این جلسه از “عصردیدنی” بندرعباس که با هدف آگاهی‌بخشی و گفتمان‌سازی درباره تاریخ و زندگی افرو-ایرانی‌ها برگزار شد، مرتضا نیک‌نهاد به‌عنوان راهبر و سخنران اصلی حاضر بود. موضوع بحث هم به تاریخ و زندگی رنگین‌پوستان هرمزگان، به‌ویژه جامعه آفرو-ایرانی، اختصاص داشت.

 

دوستی‌های بی‌مرز: یادگارهای مرتضا نیک‌نهاد

 

مرتضا نیک‌نهاد خودش رو به‌عنوان یک جستجوگر معرفی می‌کنه که سال‌هاست به مطالعه و مستندسازی زندگی افرو-ایرانی‌ها پرداخته. او از خاطرات کودکی‌اش در محله برکه‌گرد در منطقهٔ شاه‌حسینی بندرعباس صحبت کرد، جایی که با جمشید، یکی از دوستان سیاه‌پوستش، بازی می‌کرد. برای اون زمان، اصلاً تفاوت رنگ پوست براش اهمیتی نداشت و همین تجربه جرقه‌ای شد براش تا بیشتر درباره تاریخ آفریقایی‌تبارهای هرمزگان کنجکاو بشه.

 

افرو-ایرانی‌ها: سرگذشتی از تاریکی تا روشنایی در هرمزگان

 

نیک‌نهاد در ادامه صحبت‌هاش گفت که از قرن هجدهم میلادی، گروه‌های بزرگی از سیاه‌پوستان به‌عنوان برده، از بنادر جنوبی ایران وارد کشور شدند. این مهاجرت که به قول خودش یک “مهاجرت ناخواستهٔ بزرگ” بوده، نتیجه تجارت برده‌ است. براساس منابع تاریخی، بین ۵۰ تا ۳۰۰ هزار نفر تو این دوره به ایران آورده شدند، گرچه این اعداد تقریبی‌ان و باید بنا به اسناد که به مرور به دستمون می‌رسن اون رو دقیق‌تر بررسی کرد.

 

البته، سیاه‌پوستان معمولاً از جاهایی مثل زنگبار، حبشه، سودان در شرق آفریقا با کشتی‌های بادبانی به بنادر جنوبی می‌رسیدن و در بازارهای محلی مبادله می‌شدند. این افراد عمدتاً به‌عنوان کنیز، غلام یا کارگر در خونه‌ها، مزارع و بنادر به کار گرفته می‌شدند و بی‌تردید زندگی خیلی سخت داشتند.

 

برده‌داری در ایران از سال ۱۳۰۷ بر اساسِ «قانون منع خرید و فروش برده در خاک ایران و آزادی برده در موقع ورود به مملکت» ممنوع شد. طبق این قانون “هر کس انسانی را به‌نام برده خرید و فروش کرده یا رفتار مالکانهٔ دیگری نسبت به انسانی بنماید یا واسطهٔ معامله و حمل و نقل برده بشود، محکوم به یک تا سه‌سال حبس تأدیبی خواهد گردید. “

 

پیوستگی تاریخ: تلاش نیک‌نهاد برای بازنمایی هویت افرو-ایرانی‌ها

 

مرتضا از سال ۱۳۹۶ به‌طور جدی به تاریخ و فرهنگ افرو-ایرانی‌ها پرداخته و از محله سیاهان بندرعباس شروع به کار کرده. این محله که از حدود سال ۱۳۰۵ مرکز زندگی سیاه‌پوستان شده، هنوز هم تاریخ و هویت خودش رو حفظ کرده. بعضی‌ها تلاش کردن اسم این محله رو به «شمیلی‌ها» تغییر بدن، اما اهالی به‌شدت با این تغییر مخالفت کردن.

 

نیک‌نهاد درباره چالش‌هایی که طی روند پژوهش‌اش باهاشون مواجه شده می‌گه. اول از همه، کمبود منابع محلیه، چون اطلاعات مکتوب درباره افرو-ایرانی‌ها در ایران خیلی محدوده. برای همین هم مجبور شده به آرشیوهای بین‌المللی در قطر، بریتانیا، فرانسه و هند سر بزنه.

 

از طرفی، این پروژه هیچ حمایت مالی از دولت یا نهادهای خارجی نداشته و نیک‌نهاد به‌خاطر روحیه مستقلی که داره، قید کمک‌های مالی رو زده. همچنین، جلب اعتماد خانواده‌های سیاه‌پوست برای مصاحبه و مستندسازی کار سختی بوده، اما با صبر و گفت‌وگو تونسته ارتباط خوبی برقرار کنه.

 

مرتضا به منابعی که در تحقیقاتش استفاده کرده هم اشاره می‌کنه، مثل «شورش بردگان» نوشته حسن فرامرزی، «جنبش بردگان زنگی در جنوب» از علی‌نقی منزوی، «سرگذشت بردگی و آزادگی بردگان در ایران» از بهناز میرزایی، و «خنیاگران و بردگان» نوشته احمد دانشمند.

 

آئینه‌ای از تبعیض: روایت زندگی افرو-ایرانی‌ها در هرمزگان

 

در قسمت پایانی، نیک‌نهاد به وضعیت امروزی افرو-ایرانی‌ها در هرمزگان پرداخت و با دعوت از دو خانم، ام البنین کارگر و مهرنوش ایران‌خواه تجارب واقعی تبعیض نژادی را با هم به اشتراک گذاشتن.

 

ام البنین کارگر از سردرگمی هویتی‌اش می‌گه. مردم همیشه ازش می‌پرسند که «شمیلی» هست یا «مینابی»، و وقتی می‌گه که «بندری» است، با حیرت بهش نگاه می‌کنند و می‌گن: «بندری‌های اصیل سفیدند». این سؤال‌ها درباره ریشه برده‌داری خانواده‌اش، تعریف هویتش رو (ایرانی، آفریقایی یا بندری) برای خودش سخت کرده.

 

مهرنوش ایران‌خواه که خودش رنگین‌‌پوست هست، می‌گه که همیشه با آزارهای کلامی مواجه بوده، مثل «این سیاه چی می‌گه؟» یا «بندری‌های اصیل سفیدند». این تجربه‌ها در دوران کودکی و نوجوانی او رو آزار داده، اما حالا تونسته با هویت خودش کنار بیاد.

 

نیک‌نهاد تأکید می‌کنه که هنوز جامعه هرمزگان نتونسته رنگین‌پوستان رو به‌طور کامل بپذیره و نژادپرستی توی گفتار و رفتار روزمره خیلی محسوسه. او از حاضرین می‌خواد که از بازتولید عبارات نژادپرستانه خودداری کنن و برن به سمت شناخت عمیق‌تر تاریخ و فرهنگ سرزمین خودشون.

 

نشانه‌های امید: راهکارهایی برای آینده‌ بهتر

 

در پایان جلسه، مرتضا نیک‌نهاد با دل‌گرمی به حاضران نگاهی انداخت و گفت: «بیاید تاریخ خودمون رو بشناسیم، تاریخ هرمزگان، با همه متنوع و رنگین بودنش! این پژوهش و یادگیری یک مسؤولیت جمعیه. همه‌مون باید درباره اقلیت‌های قومی و تباری گسترهٔ آگاهیمون رو بیشتر کنیم.»

 

نیک‌نهاد همچنین از همه خواست تا ادامه‌ دهنده‌ی پژوهش و تحقیق در این زمینه باشن و گفت: «من منابع و تجربیاتم رو در اختیارتون می‌ذارم تا نسل جدید خودشو در زمینه یادگیری و جست‌وجو غرق کنه.»

 

در انتها، برگزارکنندگان هم خبر از برنامه‌ریزی برای جلسات آینده دادن و از حاضران خواستن که با حمایت داوطلبانه‌شون کمک کنن این طرح‌ها ادامه پیدا کنه. ما همگام با هم می‌تونیم این رویدادها رو زنده نگه داریم!

تهییه و نگارش: خانم حدیث دهقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید علاقه مند باشید به