در ششمین جلسه از رویدادهای عصردیدنی بندرعباس، میزبان یکی از زنان الهامبخش جنوب ایران بودیم: زینت دریایی، کارآفرین، شاعر و قصهگوی روستای سلخ قشم. این جلسه که با راهبری زینت برگزار شد، فرصتی بود برای شنیدن روایتی واقعی از استقامت، خلاقیت و تحول فرهنگی. زینت دریایی با لحنی صمیمی و داستانهایی از دل زندگیاش، ما را به سفری برد از محدودیتهای سنتی تا ایجاد باغ آیینها، جایی که فرهنگ هرمزگان زنده میماند و زنان محلی قدرت میگیرند. اگر شما هم در جستجوی قصههای امید هستید، این جلسه نمونهای کامل از آن بود.
شروع جلسه: قصهای از کودکی و چالشها
زینت دریایی جلسه را با شعری زیبا آغاز کرد، شعری که انگار خلاصهای از زندگیاش بود: “هیچکس بر نخواهد آمد، بهار آمده است، انگیزه خود را بساز”. او از کودکیاش گفت، از سنی که فقط ۱۱ سال داشت و فعالیتهای اجتماعی را آغاز کرد. در ۱۲ سالگی ازدواج کرد و مادر سه فرزند شد، اما این پایان راه نبود؛ بلکه آغاز مسیری پر از مبارزه. با تحصیلات تا کلاس پنجم ابتدایی، زینت از ۱۶ سالگی بهعنوان ماما کار کرد و بیش از ۲۰۰۰ زایمان را مدیریت کرد – بدون مجوز رسمی، اما با عشقی عمیق به خدمت به مردم.
او از چالشهای فرهنگی سخن گفت: در جامعهای که زنان حتی جلوی فامیل نزدیک برقع میزدند، زینت با پوشیدن لباس پرستاری برای کار در خانه بهداشت، تابوها را شکست. مادرشوهرش شوکه شد و مردم او را نمیشناختند، اما زینت ادامه داد. او روایت کرد چگونه خانوادهها برای زایمان به او مراجعه میکردند، اما همزمان با باورهای غلط مانند “گره خوردن” جنین مبارزه میکرد. داستانهایی مانند سقط اجباری دختران بهخاطر آبرو، یا پنهان کردن زنان باردار در غارها، نشاندهنده عمق مشکلات اجتماعی بود که زینت با آنها روبرو شد.
فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی: از بهورزی تا شورای روستا
زینت دریایی نه تنها ماما بود، بلکه یک فعال اجتماعی تمامعیار. او مجتمع فرهنگی با ۵۰۰۰ کتاب راهاندازی کرد و بیش از ۷۰۰ زن را آموزش داد. در تنظیم خانواده، با دستخطی از پدرش (که شیخ روستا بود)، باورهای مذهبی را به نفع سلامت زنان تغییر داد و نرخ بارداری را کاهش داد. او گفت: “باورهای غلط مثل آبرو، بیشتر از هر حکومتی فشار میآورد.” زینت از سال ۱۳۷۱ بهعنوان بهترین بهورز شناخته شد و با آموزش چهرهبهچهره، روستای سلخ را تغییر داد – جایی که دختران از تحصیل بازمیماندند، اما حالا آمار دانشجوییشان بیشتر از پسران است.
او داستانهای واقعی از زایمانها روایت کرد: مادرانی که با ۱۵ بچه زندگی میکردند، یا باورهایی که زایمان را به “گره جادویی” نسبت میدادند. زینت با داستان کوتاه «کیور» (به معنای لاکپشت)، یکی از تجربیات تلخ را به تصویر کشید: قصه دختری که بهخاطر بارداری ناخواسته، با کمک مادرش سقط اجباری میکند و دردهای عمیقی میکشد. این داستانها نه تنها واقعی بودند، بلکه نشاندهنده مبارزه زینت با تابوهای اجتماعی بودند.
ورود به بومگردی: از سفرهخانه تا باغ آیینها
بخش جذاب جلسه، داستان ورود زینت به گردشگری بود. از سال ۱۳۹۵، با رستوران سنتی شروع کرد و سپس با همکاری هنرمندان، باغ آیینها را راهاندازی کرد. او توضیح داد چگونه از چالشهای محیط زیستی (مانند زباله گردشگران) با مشارکت محلی عبور کرد و برای ۲۰۰ نفر شغل ایجاد کرد. زینت گفت: “بومگردی نه تنها اقتصاد میآورد، بلکه فرهنگ را حفظ میکند – از موسیقی زار تا غذاهای دریایی.”
او از گاهشماری محلی گفت: چهار فصل (گرما، شهریما، دمستان، جبا) که بر اساس نجوم و طبیعت تعیین میشود، و مراسمهایی مانند نوروز صیاد یا شوشی که بخشی از هویت جنوب هستند. زینت با جشنوارهها و کارناوالهایی مانند گلدبوس (اتوبوس شادی)، فرهنگ قشم را به جهان میبرد – حتی در کشورهای مانند ازبکستان و گرجستان.
گفتوگوهای پایانی
در بخش پرسش و پاسخ، شرکتکنندگان از تجربیات زینت پرسیدند. او از همسرش گفت که با وجود چالشها، او را تحمل کرد، اما مردان اغلب زنان قدرتمند را دوست ندارند. زینت از برنامههای آیندهاش مانند اگریتوریسم (مزرعه گردشگری) و صادرات محصولات محلی به عمان و دبی گفت. او تأکید کرد: “کار فرهنگی و اقتصادی به هم گره خوردهاند.”
جلسه با تشکر از زینت و دعوت به جلسات آینده پایان یافت. حضار، از جمله فعالان فرهنگی و جوانان، از الهامبخشی جلسه گفتند.
ششمین جلسه عصردیدنی، نمادی از قدرت زنان جنوب بود. زینت دریایی با قصههایش، ما را به فکر واداشت که چگونه از محدودیتها به رویاها برسیم. اگر شما هم به فرهنگ هرمزگان علاقهمندید، منتظر جلسات بعدی باشید – جایی که قصهها زنده میشوند. برای اطلاعات بیشتر، به وبسایت عصردیدنی سر بزنید!


