عصر دیدنی از نگاه من؛ محلی برای ایجاد ارتباط‌های دیدنی و اشتراک دانش و مهارت‌های ناب

تابستان 1403 بود که  من حامد درخشان با عصر دیدنی شیراز از طریق توییتر یا همان X آشنا شدم؛ آن روزها، دوران عجیبی برای من بود در آن دوران فراموش کرده بودم که زندگی کنم تبدیل به موجودی شده بودم که 24 ساعت کار می‌کرد و نه معاشرتی داشت و نه به لذت‌های اندک‌شمار زندگی در ایران زمین می‌پرداخت. حتی آن روزها، کتاب هم درست نمی‌خواندم انگار حلقه‌ای در زندگی من گم شده بود؛ منظورم حلقه وصلی بود که من را به زندگی متصل می‌کرد.

در آن زمان، من روزهای پی در پی به دنبال جمعی بودم تا بتوانم دوستان جدید پیدا کنم. ارتباط‌های خوب بسازم؛ به گروه‌ها و کامیونتی‌های مجازی مختلف پیوستم اما خب موفق به انجام این کار نمی‌شدم و به شدت از نظر روانی فرسوده شده بودم.

این موضوع ادامه داشت تا اینکه یک روز به طور اتفاقی با عصر دیدنی در توییتر از طریق رامتین کریمی -دوست نازنین و تبریزیم- آشنا شدم. بعد از این آشنایی سریعا به گروه آن پیوستم تا بتوانم با بچه‌های گرداننده آن ارتباط بگیرم، معاشرت کنم و شاید بتوانم حلقه وصل گم‌شده را در اینجا بیابم. بعد از عضوشدن در گروه و شرکت در اولین دورهمی، متوجه شدم حس خوبی در عصر دیدنی دارم و تصمیم گرفتم تا حضور در گروه عصر دیدنی را تا همین لحظه ادامه بدهم.

اما مگر عصر دیدنی با بقیه گروه‌ها و کامیونتی‌های تلگرامی چه تفاوتی داشت که من را به این مقدار مجذوب خودش کرد؟ در ادامه این متن تجربه خودم  را برای شما شرح می‌دهم.

خودابرازی و لذت بیان آزاد نظرات در عصر دیدنی

قبل از حضور در عصر دیدنی، من در گروه‌های تلگرامی مختلف دیگری نیز بودم؛ اما در هیچکدام از آن‌ها فعالیتی نداشتم. دلیل آن سنگین‌بودن فضای آن گروه‌ها بود. اگر من در گروه‌های تلگرامی دیگر حرف اشتباهی می‌زدم، تحقیر می‌شدم یا در بهترین حالت مورد تمسخر قرار می‌گرفتم؛ اما در عصر دیدنی دیدگاه من اصلاح می‌شود. این موضوع به من اجازه می‌داد تا آزادانه به ابراز علایق و سلایق خودم بپردازم که برای من ارزش زیادی داشت.

در واقع فضای عصر دیدنی به صورتی بود که من حس می‌کردم در جمع دوستانم صحبت می‌کنم و کسی از کسی برتر نیست؛ ولی در بسیاری از گروه‌های تلگرامی یا کامیونتی‌ها چنین فضایی برای من وجود نداشت و همین موضوع باعث می‌شد تا نتوانم در آن گروه‌ها صحبت کنم یا با افراد گروه‌های تلگرامی و کامیونتی‌ها معاشرت کنم و از آن لذت ببرم.

حضور افراد متفاوت در عصر دیدنی و لذت کسب مهارت و دانش جدید

تنوع دیدگاه‌ها و دانش در گروه‌های تلگرامی دیگر خیلی کم بود؛ به عنوان مثال من در یک گروه تلگرامی تنها می‌توانستم افرادی را پیدا کنم که در مورد موضوع X دانش دارند و امکان شناخت افراد بادانش دیگر در حوزه‌های دیگر برای من وجود نداشت. اما در عصر دیدنی من افراد متفاوتی را شناختم و توانستم پا به عرصه‌های متفاوتی بگذارم.

این موضوع به من مجال می‌داد تا بتوانم با دیدهای متفاوت به حوادث جهان بنگرم و تجربه‌های جدید کسب کنم. کسب تجربه‌های جدید برای من به معنای فاصله گرفتن از کار بود و پیداکردن راه تازه برای صیقل‌دادن زندگی بود.

عصر دیدنی؛ جایی برای شکل‌دادن ارتباط‌ها و دوستی‌های صمیمی

نکته دیگری که برای من در معاشرت و ارتباط‌گیری با آدم‌ها اهمیت داشت، صمیمیت بود. اگر من با کسی صمیمی نباشم کنار او خودم نیستم و سعی می‌کنم تا خشک و مجلسی رفتار کنم. به نظر من این رفتار بسیار بد است و از آن نفرت دارم. به همین دلیل خودم سعی می‌کنم یا با کسی ارتباط نگیرم و یا با او صمیمی باشم. در این 1 سالی که با عصر دیدنی همراه بودم، توانستم بسیاری از این ارتباطات بسازم و همین موضوع نجات‌دهنده من در میان این بلبشو بود. در واقع این ارتباط‌ها به دوستی‌های منجر شد که تا همین لحظه من شکرگزار آن‌ها هستم و هر لحظه که بیشتر می‌گذرد، قدر آن‌ها را بیشتر می‌دانم.

عصر دیدنی؛ جایی برای شکل‌دادن ارتباط‌ها و دوستی‌های صمیمی

عصر دیدنی؛ محلی برای تلاقی صمیمت و دانش

در آخر عصر دیدنی محلی است که من هم توانستم با آدم‌هایی را بشناسم که دانش بالایی دارند و ارتباط‌های دل‌نواز و باکیفیت بسازم. به این صورت هم توانستم بیشتر یاد بگیرم، هم بیشتر از لذت‌های اندک موجود در ایران لذت ببرم و کمی بیشتر زندگی کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید علاقه مند باشید به