در ستایش سادگی؛ هنر کامل نبودن در زندگی

در پنجاه‌وششمین نشست «عصردیدنی تبریز»، سفری اندیشمندانه و متفاوت به دنیای فلسفه‌ی وابی‌سابی (Wabi-Sabi) داشتیم؛ فلسفه‌ای ژاپنی که ما را به پذیرش ناپایداری، نقص و سادگی در زندگی دعوت می‌کند.
آرش مدرسی، سخنران این جلسه، پیش از ورود به بحث اصلی، خاطره‌ای صمیمی و شخصی از روزهای بیماری‌اش را با ما در میان گذاشت؛ دوره‌ای که او را برای مدتی از جمع‌مان دور کرد، اما همین وقفه، سرآغازی برای برگزاری این جلسه‌ی خاص و الهام‌بخش شد.
تجربه‌ای که شاید در ظاهر تلخ بود، اما بذر گفت‌وگویی عمیق را کاشت؛ فرصتی برای نگاهی تازه، واقعی‌تر و انسانی‌تر به زندگی، آن‌گونه که است: ناتمام، ناپایدار، اما لبریز از معنا.

وابی‌سابی؛ فلسفه‌ای جهانی با نامی ژاپنی و ریشه‌هایی فراتر از شرق

وابی‌سابی، با وجود نام ژاپنی‌اش، فلسفه‌ای جهانی  با ریشه‌هایی فراتر از مرزهای شرق است.  آرش مدرسی، سخنران جلسه، تأکید می‌کند: « جوهره‌ی وابی‌سابی مفهومی «آنشمول» (Anshumol) دارد؛ مفهومی جهان‌شمول که مختص جغرافیای ژاپن نیست».

او باور دارد که ریشه‌های این نگاه را می‌توان در فلسفه‌ی یونان، اندیشه‌های ایران باستان و حتی میان اقوام بومی آمریکا نیز جست‌وجو کرد. ژاپن تنها آن را نام‌گذاری و صورت‌بندی کرده است.

با تمام اشتیاق و آگاهی‌ که در سخنان آرش مدرسی موج می‌زد، او خود را هنوز «دانش‌آموز» این مکتب و جوینده‌ای در مسیر فهم عمیق‌تر زندگی، در پرتو سادگی، نقص و گذرا بودن آن می‌داند.

ویدیو این جلسه را در یوتیوب تماشا کنید.

مفاهیم اساسی در بستر وابی سابی:

رنج؛ فاصله‌ای میان آنچه هست و آنچه می‌خواهیم:

    • رنج یک مفهوم اساسی است که همه آن را تجربه کرده‌ایم یا در حال تجربه آن هستیم؛ همیشه با ماست و جنس و مدل آن متفاوت است.
    • بودا منشأ رنج را در خواستن (Desire) تعریف می‌کند. به گفته بودا، اگر خواسته‌ای نداشته باشیم، رنجی نیز تجربه نمی‌کنیم.
    • رنج ناشی از «اختلاف» میان شرایط موجود و وضعیت ایده‌آلی است که می‌توانیم تصور کنیم. مثلاً وقتی نمره ۲۰ را می‌خواهیم اما ۱۵ یا ۱۰ داریم، این فاصله رنج‌آور است.

  بودا و خواستن در مکتب ذن 

  • بودا و مکتب ذن، خواستن را در سه چیز خلاصه می‌کنند:
  1. خواستن باقی ماندن چیزی که ذاتاً ناپایدار است (Wanting to keep what is impermanent): این اولین پایه فلسفه وابی سابی است: قبول کردن ناپایداری، از دست دادن و زوال. هیچ چیز ماندگار نیست. این مفهوم در روابط، کار و هر جنبه‌ای از زندگی کاربرد دارد؛ اگر بپذیریم که چیزی پایدار نیست، از هر لحظه آن لذت بیشتری می‌بریم و پایان آن را طبیعی تلقی می‌کنیم.
  2. خواستن تغییر آنچه که اکنون قرار نیست تغییر کند (Wanting to change what isn’t meant to change now): این به دعای آرامش اشاره دارد که شجاعت تغییر آنچه قابل تغییر است، شکیبایی پذیرش آنچه غیرقابل تغییر است و بصیرت تشخیص تفاوت این دو را طلب می‌کند. تلاش برای تغییر آنچه قرار نیست تغییر کند، تلاش اضافی است.
  3. توقع از خودمان برای بودن طور دیگری (Expecting ourselves to be someone else): این یعنی نپذیرفتن خودمان آن‌گونه که هستیم. در برخی قبایل سرخپوستی، نپذیرفتن خود آن‌گونه که هستی، گناه کبیره محسوب می‌شود. پذیرش خود، باعث آرامش می‌شود.
  4. فلسفه شرق، مرزی قائل به جدا شدن مطلق خوب و بد نیست (عدم قائل شدن مرز بین خوب و بد)؛ هر خوبی عناصری از بدی و هر بدی عناصری از خوبی در خود دارد (مفهوم یین و یانگ).

از گذشته تا هدف؛ نگاهی آرامش‌بخش با فلسفه آدلر

  • در تقابل با فلسفه علت‌گرایی فروید (Freud’s Causality) که به دنبال ریشه‌یابی مشکلات در گذشته است، نگاه آدلر غایت‌گرایی یا هدف‌شناسانه (Teleological/Goal-Oriented) است.
  • آدلر معتقد است مهم نیست از کجا شروع کرده‌ایم، بلکه مهم این است که با آنچه که داریم چه می‌کنیم تا به اهدافمان برسیم و زندگی کنیم.
  • این دیدگاه آرامش‌بخش است و از ایجاد حالت قربانی‌انگاری (Victim Mentality) جلوگیری می‌کند، زیرا فرد مسئولیت حال و آینده خود را می‌پذیرد نه اینکه گذشته را سرزنش کند.
  • باید در حد توانمان از خود انتظار داشته باشیم.

در مواجهه با ترس‌ها، به جای جستجوی علت در گذشته، باید پرسید: چرا می‌خواهیم این ترس از بین برود و به چه کارمان می‌آید؟. فیلم ترومن شو مثال زده می‌شود که چگونه یک هدف بزرگ و ارزشمند می‌تواند بر ترس‌های ریشه‌دار غلبه کند.

  حضور (Presence)

  • تلاش از بودن یا حضور آغاز می‌شود. مثال « سفر هزار فرسنگ با قدم اول شروع می‌شود» و « پاندای کونگ‌فوکار»  برای نشان دادن اهمیت صرفاً بودن در لحظه مطرح می‌شود.

   شجاعت (Courage)

  • از دیدگاه آدلر، شجاعت یعنی «شجاعت عادی زندگی کردن» و «حضور داشتن در زندگی».
  • وسواس چگونه بودن زندگی را ویران می‌کند؛ کافی است فقط باشیم.
  • شجاعت همچنین یعنی باور کنیم که می‌توانیم از پس امور زندگی خود برآییم.

     آزادی (Freedom)

  • بزرگ‌ترین آزادی بشر، «رهایی از قضاوت دیگران» است.
  • وقتی نظر، نقد، تأیید و تحسین دیگران برایمان مهم نباشد، به آزادی می‌رسیم. فرد آزاد زندگی می‌کند و به دیگران نیز اجازه می‌دهد هر طور دوست دارند فکر کنند.

     خوشبختی (Happiness)

  • یک تناقض بزرگ در انسان این است که از یک سو مایل به آزادی است و از سوی دیگر به شدت در پی خوشبختی.
  • هیچ تعریف کلی برای زندگی یا خوشبختی وجود ندارد؛ معنای آن به هر فرد بستگی دارد.
  • اوج حس خوشبختی در جایی است که فرد بفهمد ارزشمند است و حس تعلق (Belonging) دارد (یعنی پذیرفته شده است). این میل به تعلق از آسیب‌پذیری ذاتی انسان نشأت می‌گیرد.
  • برای حل تناقض بین آزادی و نیاز به تأیید، پیشنهاد می‌شود که حس خوشبختی را صرفاً از تأیید و رضایت دیگران به کمک به دیگران و حمایت از دیگران بدون انتظار تأیید و تحسین منتقل کنیم. این عمل به شدت حس خوشبختی می‌دهد. عبادت به جز خدمت خلق نیست.

     هدف‌گذاری (Goal Setting)

  • اگر هدف صرفاً داشتن باشد، مانند آب در هاون کوبیدن است و هیچ‌گاه به آرامش نمی‌رسیم، زیرا خواستن و داشتن سیری‌ناپذیر است.
  • به جای آن، «هدف باید زندگی کردن هر لحظه» باشد.
  • نتیجه (Result) را از هدف یا پرسپز (Purpose) جدا کنید. هدف باید حل یک مشکل باشد و درآمد، نتیجه آن ارزش‌آفرینی باشد.
  • هر لحظه زندگی را برقص (Dance with every moment of life). ما جز اکنون چیزی نداریم؛ نه گذشته و نه آینده‌ای قطعی.

    ریشه مشکلات (Roots of Problems)

  • آدلر می‌گوید اگر به ریشه مشکلاتمان برویم، به روابط فردی می‌رسیم. بسیاری از مشکلات با حذف انسان‌ها از دور و برمان از بین می‌روند (مانند قضاوت و مقایسه با دیگران).
  • راه‌حل‌ها: خوداتکایی (Self-reliance) و نگاه کردن به دیگران به عنوان رفیق نه رقیب.

    دو ستون اصلی فلسفه زندگی

 سخنران دو ستون اصلی (مفاهیم بنیادین) را برای زندگی معرفی می‌کند:

  1. هیچ چیز کامل نیست (Nothing is perfect): این فلسفه بر ارج دادن به ناقص بودن و “ستایش سادگی و عیب‌ونقص‌های طبیعی” تأکید دارد. در وابی سابی، نقص، کاستی، و آثار گذر زمان (استفاده شدن و کهنگی) به عنوان زیبایی دیده می‌شوند. مثال‌هایی چون کاشی‌کاری با وصله‌های طلا (کینتسوگی) یا دیوارهای آجری دست‌چین‌شده که نشان از حضور و نقص‌های طبیعی دارند، مطرح می‌شود. این دیدگاه با این باور سازگار است که کامل بودن برای خداست.

    • امر کامل دشمن امر نیک است و کامل کردن یک اثر مساوی با مرگ است.
    • باید هر روز به خودمان تکرار کنیم: من کامل نیستم، من اشتباه می‌کنم.
  2. هیچ چیز قطعی نیست (Nothing is certain): ارزشمندترین موهبت زندگی عدم قطعیت است، زیرا یکنواختی منجر به ملال می‌شود.

    • هرگز نمی‌توان دو بار در یک رودخانه قدم گذاشت (هراکلیتوس)، زیرا نه رودخانه و نه فرد هرگز ثابت نیستند.
    • زندگی دائماً در حال تغییر است و هیچ ضمانتی نیست که شرایط گذشته در آینده نیز ادامه یابد.
    • چیزی که ناخواسته ما را به زمان حال و اکنون می‌آورد، “درد” یا “جراحت” (Pain/Injury) است. زیرا درد تمام تمرکز را به لحظه کنونی و رفع آن معطوف می‌کند.

       خلاصه رویکرد

به جای پرداختن به چرا (علت‌گرایی فروید) و مقصر دانستن گذشته، باید بر با آنچه که داریم چه می‌کنیم؟ (هدف‌گرایی آدلر) تمرکز کرد. مثال ویولونیستی که با سیم پاره شده به نوازندگی ادامه می‌دهد، نشان می‌دهد که هدف نباید بی‌نقص بودن باشد، بلکه زندگی کردن در همان لحظه است.

کتاب‌های معرفی شده برای مطالعه بیشتر:

  • «هنر کامل نبودن در زندگی» (نوبوئو سوزوکی)
  • «وابی سابی: بینش ژاپنی در مورد زندگی نه‌چندان بی‌نقص ولی کامل» (بث کمپتون)
  • «وابی سابی در ستایش آسودگی» (اندرو جونیپر)
  • « وابی سابی برای هنرمندان» (لئونارد کورن)
  • «شجاعت مطلوب نبودن» (ایشیتا کیشیمی و رومیتاک کوگا) – درباره فلسفه آدلر
  • « درک زندگی: درآمدی بر روانشناسی آلفرد آدلر» (آلفرد آدلر و شاگردانش)

سخنران همچنین از کتاب « طرز فکر»” اثر « کارول دوک» نیز نام می‌برد که در میان مخاطبان پیشنهاد شده است.

رهایی از رنج با کشف و بیرون کشیدن نخ درون

 سخنران در پایان بیان می‌کند: « رنج انسان عمدتاً ناشی از نخ درون خودمان» است. اگر بتوانیم این نخ را بیرون بکشیم، یعنی به قضاوت دیگران حساس نباشیم، آزاد زندگی کنیم، به این باور برسیم که هیچ چیز کامل و ماندگار نیست و خواسته‌هایمان را مدیریت کنیم، می‌توانیم از شر رنج خلاص شویم.

 

رویداد پنجاه و پنجم عصردیدنی با حضور آرش مدرسی را در کست باکس بشنوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید علاقه مند باشید به