خرده قهرمانها: نقش ما در ساختن شبکههای نجات اجتماعی
«ما عادت کردیم که قهرمان را آدمی با قدرتهای خارقالعاده تصور کنیم؛ کسی مثل سوپرمن که از آسمان میرسد و همهچیز را نجات میدهد. اما حقیقت زندگی طور دیگریست: قهرمانها اغلب هیچ ماژول ویژهای رویشان نصب نشده، نه توانایی ماورایی دارند و نه در شرایطی استثنایی به دنیا آمدهاند. آنها درست مثل من و شما آدمهای معمولیاند؛ آدمهایی که تصمیم گرفتهاند دستبهکار شوند و شبکهای از امید و نجات بسازند.
من یکی از همین آدمهای معمولیام؛ نیما اسماعیلی، که در شبکههای اجتماعی بیشتر با اسم عمونیما شناخته میشوم.»
شصتویکمین جلسه عصردیدنی مشهد، در یک بعدازظهر گرم تابستانی، با این جملهها شروع شد. نیما اسماعیلی، فعال اجتماعی، در این جلسه از اهمیت همیاری اجتماعی و نقش تکتک ما بهعنوان خرده قهرمانها گفت.
«فعالیتهای خیریهام را از همان بچگی شروع کردم؛ چون در خانه ما همیشه مادرم و خالهام کمک جمع میکردند و برای خانوادهها و زنهای محل کاری میکردند. ما در پاکدشت زندگی میکردیم، یک منطقه محروم. خودم هم در درویشآباد تهران به دنیا آمدم، آن هم در دل یک محله محروم. وضع مالیمان هیچوقت خوب نبود، همیشه سختی داشتیم. اما با این حال، اگر پول را معیار ثروت ندانیم، خودم را بینهایت ثروتمند میدانم.
از ۱۸ سالگی وارد هلالاحمر شدم و چند سال بهعنوان دبیر سازمان جوانان هلالاحمر در پاکدشت کار کردم. بعد از مهاجرت به تهران، فعالیتهایم را در قالبهای مختلف ادامه دادم؛ از کارهای دانشجویی و حضور در آسایشگاه جانبازان تا فعالیت برای بیسرپرستها و زلزلهزدهها. همان موقعها بهصورت خیلی ساده و سنتی در فیسبوک، کلمه «خیریه» را جستجو کردم و به جمعیت دانشجویی امام علی رسیدم. از آن زمان تا امروز عضو این جمعیت هستم. اسم کاملش «جمعیت امداد دانشجویی مردمی امام علی (ع)» است؛ اسمی که هر بخشش معنای عمیقی دارد.
این سالها افتخار داشتم عضو داوطلب کوچکی در جمعهای دیگر هم باشم، مثل اصلینی و در فضای مجازی برایشان اطلاعرسانی و فراخوان بزنم. همه فعالیتهایم داوطلبانه بوده، بدون هیچ چشمداشت. تقریباً بیشتر از یکسوم زندگیم را صرف کار داوطلبانه کردهام. پول زیادی هم نداشتهام، نه آن موقع و نه حالا. پس اگر فکر میکنید آدمی بودم که وقت و پول اضافه داشته و گذاشته پای خیریه، نه؛ هیچوقت اینطور نبوده. من فقط یک آدم معمولیام که تلاش کرده کارهای کوچک اما ماندگار انجام بدهد.»
مشاهده ویدیو در یوتیوب
اگر قصد دارید ویدیو را ببینید، لطفا فیلترشکن خود را روشن کنید.
همیاری اجتماعی: تلاشی بدون چشمداشت
نیما اسماعیلی همیاری اجتماعی را اینطورتعریف کرد: «تلاش داوطلبانه برای بهبود زندگی دیگران، بدون انتظار پاداش». فعالیت داوطلبانه، تلاشیست که بدون دریافت دستمزد یا مزایای مالی انجام میشود. این تلاش میتواند یک توییت ساده باشد یا حضور در مناطق بحرانزده. هدف از این تلاش، بهبود زندگی دیگران است، فارغ از مرزهای جغرافیایی یا روابط فامیلی و مهمتر از همه، این کمکها باید بدون انتظار پاداش و تنها با هدف بخشیدن انجام شود.
چرا همیاری اجتماعی مهم است؟
«وقتی زلزلهای در آذربایجان میآید، ما صحنهای تماشایی میبینیم: همه آذریزبانهای ایران، یکصدا و بیدرنگ برای کمک جمع میشوند. نهتنها مردم استانهای ترکزبان، که مردم از شهرها و قومیتهای مختلف ایران هم پای کار میآیند. این ویژگی جامعه ماست.»
عمو نیما میگوید جامعهای که در آن مردم با هم متحد هستند، در برابر بحرانها بسیار قویتر است. این همبستگی میتواند در سطح یک خانواده، یک شهر یا یک کشور شکل بگیرد و نتیجه آن امنیت، رفاه، آرامش و شادی بیشتر است. ما وقتی به کسی کمک میکنیم، حال خودمان هم بهتر میشود و این حس خوب، در لحظه به خودمان بر میگردد. به عبارت دیگر، کمک کردن به دیگران، میتواند بهترین راه برای مقابله با احساسات منفی و افسردگی باشد.
راهکارهای عملی برای همیاری
نیما اسماعیلی برای همیاری، ۳ راهکار معرفی میکند:
- فعالیت در سازمانهای اجتماعی: هر کدام از ما میتوانیم در انجمنها و سازمانهای رسمی یا غیررسمی فعالیت کنیم و با مشارکت در پروژههای مختلف، بخشی از یک تغییر بزرگ باشیم.
- حمایت از مشاغل کوچک: با خرید از مشاغل خانگی یا کسبوکارهای نوپا، نه تنها به اقتصاد فردی کمک میکنیم، بلکه به آنها حس دیده شدن و حمایت میدهیم.
- گوش دادن به درد دل دیگران: سادهترین و در عین حال قدرتمندترین راه برای همیاری، شنونده بودن است. وقتی کسی را بدون قضاوت میشنویم، به او نشان میدهیم که تنها نیست و این کار میتواند حتی از یک بحران بزرگ جلوگیری کند.
تجربههای شخصی در دل بحران
نیما اسماعیلی در این جلسه داستانهایی را از تجربیات شخصی خودش درباره تاثیر همیاریهای کوچک برایمان روایت کرد. مثلا او در زمان قطع اینترنت در یکی از همین بحرانهای اخیر، از طریق واتساپ از خانوادههایی که نگران عزیزانشان بودند، خبر میگرفت. یکی از تکاندهندهترین داستانهای نیما اسماعیلی، مربوط به خانوادهایست که در ماه رمضان قصد خودکشی داشتند و او به همراه دوستانش با یک کیسه مایحتاج غذایی، بهطور تصادفی به خانه آنها میرسند. اسماعیلی میگوید که تنها یک کیسه غذا، این خانواده را از تصمیمی که گرفته بودند، منصرف کرده است. نمونهای از اقدامات سادهای که سرنوشت آدمها را تغییر میدهد.
چالشهای پیشِ روی داوطلبان
فعالیت داوطلبانه هم مثل هر کار دیگری، با چالشهایی همراه است. عمو نیما، ۳ چالش اصلی را بیان میکند:
- بیاعتمادی: در جامعهای که بیاعتمادی رواج دارد، جلب اعتماد مردم برای کمکرسانی بسیار سخت است. راهکار این است که خودمان قابل اعتماد باشیم و برای هر نوع کمک، رابطهای مورد اعتماد پیدا کنیم.
- موانع مالی: خیلیها فکر میکنند برای کمک کردن حتما باید پول فراوان داشته باشند. در صورتیکه اینطور نیست. عمو نیما میگوید حتی وقتی وضع مالی خوبی نداشته، با استفاده از شبکههای اجتماعی توانسته صدها میلیون تومان برای کمک به نیازمندان جمعآوری کند، بدون اینکه حتی شماره کارت خودش را بدهد. او همچنین پیشنهاد میدهد که حتی اگر درآمد کمی داریم، میتوانیم ۱۰ درصد آن را به فعالیتهای داوطلبانه اختصاص دهیم.
- خستگی داوطلبانه: داوطلبان «سوپرمن» و «سوپر وومن» نیستند و طبیعی است که خسته میشوند. عمو نیما میگوید که مراقبت از سلامت روان خودمان از همه چیز مهمتر است. هر کسی که در این راه قدم میگذارد، باید بداند که نیاز به استراحت دارد و در صورت نیاز، باید حتما از یک متخصص کمک بگیرد. او توصیه میکند که هیچگاه «ادای قهرمان» را درنیاوریم و بدانیم که تا زمانیکه خودمان پایدار نباشیم، نمیتوانیم به کسی کمک کنیم.
بخشیدن، اوج موفقیت است
در پایان، نیما اسماعیلی با اشاره به اینکه همیاری برای او «اعتبار مالی و کاری» به همراه داشته است، به نکتهای کلیدی اشاره میکند: بخشیدن و همیاری، تنها به دیگران کمک نمیکند، بلکه برای خود ما هم منافع زیادی دارد. او از کتاب «ببخش و بگیر» اثر آدام گرنت نام میبرد و میگوید: «بخشیدن و دریافت کردن، یک بدهبستان نیست، بلکه جریانی است که در آن هر فردی که میبخشد، در نهایت آن را به شکل دیگری دریافت میکند.»
همچنین، تاکید میکند که مهمترین چیزی که از این فعالیتها بهدست آورده، آرامش وجدان است: «حتی اگر تمام تلاش خودتان را انجام دادید و به نتیجه مطلوب نرسیدید، نباید کاش در زندگیتان بماند. شما کاری را که از دستتان برمیآمده، انجام دادید و این بهترین آرامش را برایتان به همراه خواهد داشت.»
نیما اسماعیلی معتقد است: «تغییر از خود ما شروع میشود. همین امروز، همین حالا». لازم نیست کارهای بزرگ انجام دهیم. یک کار کوچک، یک صحبت کوتاه، نقاشی سادهای با یک بچه، یا فوتبال بازی کردن با آنها، میتواند زندگی هر کدامشان را تغییر دهد. همه ما میتوانیم «خرده قهرمان» باشیم و به واسطه همین اقدامات کوچک، زندگی خودمان و دیگران را بهتر کنیم.


