هنر پرسشگری، فلسفه، کوچینگ و خودشناسی

گزارش کامل جلسهٔ سی و سوم عصردیدنی اصفهان: هنر پرسشگری، فلسفه، کوچینگ و خودشناسی

جلسهٔ سی و سوم عصردیدنی اصفهان، با میزبانی پرشور و حضور فعال علاقه‌مندان به رشد فردی و خودشناسی، به موضوع عمیق و کاربردی “هنر پرسشگری: فلسفه، کوچینگ و خودشناسی” اختصاص یافت. این نشست، با سخنرانی تأثیرگذار و روشنگر نازنین جمشیدیان، فضایی برای تفکر، کشف و تعامل فراهم آورد. جمشیدیان، با تلفیقی از دانش فلسفی و تجربه کوچینگ، به شرکت‌کنندگان کمک کرد تا به درک عمیق‌تری از نقش پرسش‌ها در زندگی خود و دیگران دست یابند. این گزارش، به جزئیات این جلسه پربار، از معرفی سخنران تا فعالیت‌های عملی و نکات کلیدی مطرح‌شده، خواهد پرداخت.


۱. معرفی سخنران: نازنین جمشیدیان، هم‌قدمی در مسیر کشف و خودشناسی

نازنین جمشیدیان، بانویی ۴۳ ساله، مسیر تحصیلی و حرفه‌ای خود را از رشتهٔ کامپیوتر در هنرستان آغاز کرد و برای مدتی نیز به تدریس کامپیوتر مشغول بود. اما عطش سیری‌ناپذیر او برای یادگیری و علاقه‌مندی عمیقش به فلسفه، او را به سمت مسیری نوین سوق داد. او به دنبال رشته‌ای بود که بتواند هم علاقهٔ خود به تدریس را ارضا کند و هم با فلسفه پیوند داشته باشد؛ از این رو، رشتهٔ فلسفه تعلیم و تربیت را برگزید. این انتخاب، نقطه عطفی در زندگی حرفه‌ای او شد و دریچه‌ای به دنیای پرسشگری و خودشناسی گشود.

پس از اتمام تحصیلات در رشتهٔ فلسفه تعلیم و تربیت، نازنین جمشیدیان با گروه‌هایی آشنا شد که در زمینهٔ فلسفه برای کودک و نوجوان (P4C) فعالیت می‌کردند و به شدت جذب این حوزه شد. او با گذراندن دوره‌های آموزشی تخصصی، خود را برای کار با این گروه سنی آماده کرد و عمدتاً بر روی نوجوانان متمرکز شد. هدف اصلی او، کمک به این قشر بود تا مهارت‌های “فلسفه‌ورزی” را در خود پرورش دهند.

۲. فلسفه برای کودک و نوجوان (P4C): ریشه‌ها و اهداف تقویت تفکر انتقادی

فلسفه برای کودک و نوجوان (P4C)، که توسط آقای لیپمن در آمریکا بنیان‌گذاری شد، پاسخی بود به یک معضل آموزشی که در دانشگاه‌ها مشاهده می‌شد. لیپمن متوجه شده بود که دانشجویان، حتی با وجود هوش و استعداد، در ابراز خواسته‌ها، بیان اعتراضات و به‌طور کلی در ارتباط مؤثر مشکل دارند. آنها قادر نبودند یک سؤال خوب مطرح کنند، پاسخ‌ها را به‌صورت انتقادی مورد بررسی قرار دهند، و یا حرف خود را به وضوح بیان کنند.

این کاستی‌ها، لیپمن را به این نتیجه رساند که مهارت‌های بنیادین فلسفه‌ورزی، باید از سنین بسیار پایین‌تر، حتی از زیر دبستان، آموزش داده شوند تا کودکان و نوجوانان از همان ابتدا در این زمینه‌ها قوی شوند. P4C به آنها کمک می‌کند تا:

  • سؤال خوب بپرسند: یاد بگیرند چگونه پرسش‌هایی واضح و عمیق مطرح کنند که به کنجکاوی و درک بهتر منجر شود.
  • انتقادی فکر کنند: توانایی نگاه انتقادی به پاسخ‌ها و ارزیابی درستی آنها را کسب کنند.
  • خود را ابراز کنند: در بیان افکار و احساسات خود توانمند شوند و بر مشکلات ارتباطی غلبه کنند.

این رویکرد، نه تنها مهارت‌های شناختی را تقویت می‌کند، بلکه به رشد فردی و اجتماعی کودکان و نوجوانان نیز کمک شایانی می‌نماید و آنها را برای مواجهه با چالش‌های زندگی آماده می‌سازد.

۳. کوچینگ: هم‌قدمی در مسیر خودشناسی و یافتن پاسخ از درون

پس از کسب تجربه در زمینهٔ فلسفه‌ورزی، نازنین جمشیدیان با حوزهٔ دیگری به نام “کوچینگ” آشنا شد که مکمل فعالیت‌های قبلی او بود. در کوچینگ، رویکرد بر این است که یک “کوچ” (راهبر)، به عنوان “هم‌قدم” در کنار فردی قرار می‌گیرد که با یک سؤال، مشکل یا گره‌ای در زندگی خود مواجه است و به دنبال راه‌حلی برای آن است. نقش اصلی کوچ در اینجا، پرسیدن “پرسش‌های خوب” است. این پرسش‌ها، فرد را تشویق می‌کنند تا “به درون خود رجوع کند” و پاسخ‌ها را نه از بیرون، بلکه “از درون خودش پیدا کند”.

تفاوت‌های کلیدی کوچینگ با مشاوره و روانکاوی:

نازنین جمشیدیان به وضوح بر این تفاوت‌ها تأکید کرد:

  • مشاوره و روانکاوی: در این روش‌ها، معمولاً کمک‌ها و راه‌حل‌ها از سوی متخصص (مشاور یا روانکاو) ارائه می‌شود. روانکاوی اغلب به گذشته فرد بازمی‌گردد تا ریشه‌های مشکلات را در آنجا بیابد و راه‌حل‌ها را از دل آن بیرون بکشد.
  • کوچینگ: نقطه تمرکز کوچینگ، “حال و آینده” است. سؤالات کوچینگ بر این محور می‌گردند: “الان چه کاری می‌توانی بکنی؟”، “اقدامت روی الان چیست؟” و “به چه چیزی می‌خواهی برسی؟”. کوچ با پرسش‌های خود، فرد را به‌آرامی هدایت می‌کند تا خودش مسیرش را پیدا کند و به اهدافش در زمان حال و آینده دست یابد. این تفاوت رویکرد، کوچینگ را به ابزاری قدرتمند برای پیشرفت و تغییر در زندگی شخصی و حرفه‌ای تبدیل می‌کند، به‌ویژه در مسائل شخصی که نیاز به گفت‌وگوی دونفره و تعمق عمیق دارند.

نقطه اشتراک فلسفه و کوچینگ: پرسش خوب

آنچه فلسفه‌ورزی و کوچینگ را به هم پیوند می‌دهد، مهارت اساسی “پرسش خوب” است. نازنین جمشیدیان بیان داشت که باید بلد باشیم هم از خودمان پرسش‌های خوب بپرسیم و هم از دیگران. این مهارت، ستون فقرات هر دو حوزه است و به افراد کمک می‌کند تا به خودشناسی و درک عمیق‌تری از جهان اطرافشان دست یابند.

۴. فعالیت عملی در جلسه: نمادها و پرسش‌ها

برای ملموس‌تر کردن مفهوم پرسشگری و خودشناسی، نازنین جمشیدیان شرکت‌کنندگان را در دو فعالیت عملی درگیر کرد:

الف. انتخاب نماد یا اسم غیر انسانی: آشکارسازی ارزش‌ها

از هر یک از شرکت‌کنندگان، چه حضوری و چه آنلاین، خواسته شد تا یک “نماد یا اسم غیر انسانی” برای خود انتخاب کنند و آن را روی کاغذ بنویسند. این انتخاب می‌توانست یک درخت، آسمان، رنگ، حیوان، عدد یا هر چیز دیگری باشد. هدف اصلی این فعالیت، کمک به افراد برای کشف “ارزش‌های” نهفته‌شان بود. زیرا انتخاب هر نمادی، دلیلی در ذهن فرد دارد که به ارزشی درونی اشاره می‌کند.

نمونه‌هایی از نمادهای انتخابی و دلیل انتخاب آن‌ها توسط شرکت‌کنندگان:

  • رنگ بنفش: یکی از شرکت‌کنندگان رنگ بنفش را انتخاب کرد، زیرا به فضاهای سلطنتی علاقه داشت و رنگ بنفش، رنگی سلطنتی محسوب می‌شود که در گذشته به سختی به دست می‌آمده و معمولاً اشراف‌زاده‌ها از آن استفاده می‌کردند. این انتخاب، نمایانگر ارزش‌دادن به اشرافیت و خاص‌بودن بود.
  • سکوت: نمادی از شادی، حس طبیعت و آرامش.
  • عدد چهار: به دلیل حس خوب و “شانس” بودن برای انتخاب‌کننده، حتی اگر همیشه خوش‌شانسی نیاورد. این انتخاب ارزش‌دادن به مفهوم شانس و خوش‌بینی را نشان می‌داد.
  • پرواز: نشان‌دهندهٔ حس آزادی و رها بودن. این نماد، ارزش‌دادن به رهایی و گریز از محدودیت‌ها را بازتاب می‌داد.
  • کراس‌فیت (CrossFit): به دلیل اینکه کامل‌ترین ورزش شناخته می‌شود و ترکیبی از ژیمناستیک، فیتنس، قدرت و شنا است. انتخاب این نماد، ارزش‌دادن به کمال، جامعیت و توانایی‌های فیزیکی را نشان می‌داد.
  • تیغ: نشانگر درک اتفاقات و مسائل و توانایی پیشروی به جلو. این نماد، حس شفافیت و پیشرفت را القا می‌کرد.
  • سفر: به دلیل کسب تجربه و آشنایی با آدم‌های جدید و جذابیت آن. این انتخاب، ارزش‌دادن به تجربه، کشف و تعامل با دیگران را نشان می‌داد.
  • نور: برای روشنایی بخشیدن و امید. این نماد، ارزش‌دادن به وضوح و امیدواری را بیان می‌کرد.
  • جهان: نمادی از یک “سؤال فعال”. این نشان‌دهنده ذهن کنجکاو و پرسش‌گر بود.
  • اعتدال: به دلیل نقش کلیدی‌اش در تمام ابعاد زندگی از جمله بیزینس و روابط اجتماعی. این انتخاب، ارزش‌دادن به تعادل، میانه‌روی و هماهنگی را نشان می‌داد.
  • کماندار: به دلیل اینکه سمبل ماه تولد بود و همچنین اشاره به “هنر ذهن و کمان‌گیری” در فرهنگ ژاپن که تداعی‌گر تمرکز است. این نماد، ارزش‌دادن به دقت، تمرکز و هویت فردی را نشان می‌داد.
  • گل نیلوفر (لوتوس): به دلیل سرسختی و توانایی تولد دوباره از باتلاق، نمادی از بلند شدن از دوران سخت زندگی و شروعی دوباره. این انتخاب، ارزش‌دادن به پایداری، مقاومت و بازسازی را بازتاب می‌داد.
  • پسر شجاع: به دلیل انجام کارهای مختلف و کمک به دیگران در هر شرایطی. این نماد، ارزش‌دادن به جسارت، کمک به همنوع و مسئولیت‌پذیری را نشان می‌داد.

نازنین جمشیدیان توضیح داد که از افراد خواسته شده بود “آدم” را انتخاب نکنند، چرا که آدم‌ها پیچیدگی‌های بیشتری دارند و ممکن است حس ما نسبت به آنها با گذر زمان تغییر کند؛ در حالی که اشیا و جانوران، ثبات بیشتری در تداعی ارزش‌ها دارند. این فعالیت به خود افراد کمک می‌کرد تا ارزش‌هایشان را بفهمند و همچنین به او کمک می‌کرد تا درک بهتری از شرکت‌کنندگان پیدا کند.

ب. نگارش پرسشی که ذهن را مشغول کرده است

در گام بعدی، از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا “یک پرسش که فکرشان را مشغول کرده است” را روی کاغذ بنویسند. این سؤال می‌توانست بسیار بزرگ یا بسیار ساده، شخصی یا کلی باشد؛ مهم این بود که دغدغه و مشکل اصلی فرد را منعکس کند و احساس کنند که یافتن پاسخش، آن‌ها را “یک قدم جلو می‌برد”. دوستان آنلاین نیز ترغیب شدند تا پرسش‌های خود را در بخش چت بنویسند.

نمونه‌هایی از پرسش‌های مطرح شده توسط شرکت‌کنندگان:

  • “چطور و چه کاری کنیم انسان‌های بیشتری و به مدت بیشتری انسانیت داشته باشند؟”
  • “در مسیر مدیریت چطور می‌توان مسائل را پیش‌بینی کرد؟”
  • “چرا نمی‌توانم تغییر در زندگی و خودم ایجاد کنم و حتی اگر ایجاد کنم، متوجهش نمی‌شوم و احساس ناتوانی می‌کنم؟”
  • “حد و حدود جاه‌طلبی چقدر است؟”
  • “آیا اصلاً کانسپت سرنوشت واقعی وجود دارد و باید باورش کرد؟”
  • “چه مسیری را باید در زندگی‌ام انتخاب کنم که در آخر حسرتی برایم باقی نمانده باشد؟”
  • “آمدنم بهر چه بود؟” (اشاره به مولانا)
  • “چگونه ساختارگرایی و استانداردهای شخصی با هم همگام می‌شوند؟”
  • “آیا روی بازی [یک بازی خاص به نام “دی”] بیشتر وقت بگذارم یا نه؟”
  • “چرا جلسات عصردیدنی آخر هفته‌ها برگزار نمی‌شود؟”
  • “من کی هستم؟”
  • “حل تعارض با حل تعارض ساختارگرایی با عملگرایی و استانداردها” (پرسشی که نیاز به شفافیت بیشتر داشت)
  • “چرا همین خودم را گناهکار می‌بینم؟”

یک پرسش مهم نیز از سوی یکی از شرکت‌کنندگان آنلاین مطرح شد که به یک دغدغهٔ رایج اشاره می‌کرد: “چگونه با گذشته‌ای که ما را رها نمی‌کند، کنار بیاییم، در حالی که کوچینگ بر حال و آینده تمرکز دارد؟”. این سؤال، به موضوع تعادل بین گذشته، حال و آینده و نقش آن در خودشناسی اشاره داشت و در بخش‌های بعدی به آن پاسخ داده شد.

۵. دسته‌بندی پرسش‌ها: از فلسفی تا کوچینگی

نازنین جمشیدیان با ارائهٔ یک چارچوب برای دسته‌بندی پرسش‌ها، به شرکت‌کنندگان کمک کرد تا درک عمیق‌تری از ماهیت سؤالات خود پیدا کنند. او تأکید کرد که یک “پرسش خوب”، باید واضح و شفاف باشد تا فرد مقابل نیازی به توضیحات مکرر نداشته باشد.

الف. پرسش‌های باز و بسته:

  • پرسش‌های بسته: این سؤالات، پاسخ‌های مشخص و “گوگلی” دارند؛ یعنی با یک جستجوی ساده در اینترنت می‌توان به جوابشان رسید. برای مثال: “ارتفاع فلان کوه چقدر است؟”. در این جلسه، تمرکز بر روی این نوع سؤالات نبود.
  • پرسش‌های باز: این سؤالات، پاسخ‌های مختلفی می‌توانند داشته باشند و نیاز به کنکاش، بحث و گفت‌وگو دارند. اینها همان سؤالاتی بودند که محوریت فعالیت‌های جلسه را تشکیل می‌دادند.

ب. پرسش‌های فلسفی و کوچینگی:

در میان سؤالات باز، نازنین جمشیدیان دو دستهٔ اصلی را معرفی کرد و از شرکت‌کنندگان خواست تا سؤالات خود را بر اساس این دسته‌بندی، روی شیشه بچسبانند:

  • پرسش‌های فلسفی: این سؤالات کلی هستند و به جهان، انسان، یا مفاهیم گسترده اشاره می‌کنند. این نوع سؤالات معمولاً در گفت‌وگوهای فلسفی و حلقه‌های فلسفه‌ورزی (مانند فلسفه برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان) مطرح می‌شوند.
    • مثال‌ها: “آمدنم بهر چه بود؟”، “آیا سرنوشت وجود دارد یا نه؟”. این سؤالات جنبهٔ همگانی دارند و همه می‌توانند در مورد آنها نظر دهند.
  • پرسش‌های کوچینگی: این سؤالات به خود فرد برمی‌گردند و به پیشرفت، تغییر، بهبود کسب‌وکار، یا تصمیم‌گیری‌های شخصی مربوط می‌شوند. این نوع سؤالات معمولاً نیاز به گفت‌وگوی دونفره با یک کوچ دارند، زیرا بسیار شخصی هستند و باید به صورت عمیق روی آنها کار شود تا به جواب برسند.
    • مثال‌ها: “چگونه می‌توانم پیشرفت کنم؟”، “چگونه می‌توانم کسب‌وکارم را بهبود دهم؟”، “چه چیزی انتخاب بهتری برای من است؟”، سؤالات مربوط به بیزینس، یا سؤال مربوط به انجام بازی خاص.

نازنین جمشیدیان توضیح داد که دلیل او برای افزودن کوچینگ به تحصیل‌گری فلسفه، دقیقاً همین تمایز بود؛ احساس کرد برخی پرسش‌ها آنقدر شخصی هستند که برای حل آن‌ها، نیاز به روشی متفاوت و گفت‌وگوی دو نفره است.

۶. ابعاد یک پرسش: احساس، فکر، اقدام

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این جلسه، تبیین سه بُعد نهفته در هر پرسش بود که برای حل و فصل آن بسیار حیاتی هستند:

  1. احساس: هر پرسشی می‌تواند حس یا احساس خاصی را در ما برانگیزد؛ مثلاً غم، شادی، کنجکاوی، یا حتی عذاب وجدان. این احساسات، نشانگر ارتباط عمیق ما با موضوع سؤال هستند.
  2. فکر: پرسش مستقیماً از افکار ما نشأت می‌گیرد و نشان می‌دهد که ذهن ما با چه چیزی درگیر است. این بُعد، به پردازش شناختی موضوع سؤال اشاره دارد.
  3. اقدام (عمل): این بُعد، حیاتی‌ترین بخش است. “من باید تکلیفم را با سؤالم معلوم کنم.”. اگر تکلیفمان را مشخص نکنیم، در میانهٔ زمین و هوا باقی می‌مانیم و قادر به زندگی و عمل مؤثر نخواهیم بود.
    • حتی برای پرسش‌های فلسفی بدون جواب قطعی: بسیاری از پرسش‌های فلسفی ممکن است هرگز پاسخ قطعی نداشته باشند (مثل “جبر و اختیار” که سال‌هاست فیزیکدانان، روانشناسان و متخصصان نوروساینس روی آن کار می‌کنند و هنوز به جواب واحدی نرسیده‌اند). با این حال، در زندگی روزمره، ما باید از لحاظ عملیاتی تکلیف خود را مشخص کنیم. یعنی باید تصمیم بگیریم که در عمل، کدام سمت را انتخاب می‌کنیم (مثلاً “من فعلاً اختیار را انتخاب می‌کنم” یا “سرنوشت هست، پس پیش می‌روم تا ببینم چه می‌شود”). حتی “ندانم‌گرا بودن” یا “کنار گذاشتن سؤال” نیز خود یک اقدام محسوب می‌شود.
    • اهمیت تعادل: نازنین جمشیدیان تأکید کرد که “تعادل” در این سه بُعد ضروری است. اگر بیش از حد در فکر و احساسات گذشته غرق شویم (مثلاً نوستالژی یا نشخوار گذشته)، بُعد “اقدام” را از دست می‌دهیم. باید آگاهی لازم را از گذشته برداریم و به عمل در زمان حال بپردازیم.

موضوع “رویداد” به عنوان بُعد چهارم: یکی از شرکت‌کنندگان به “رویداد” (اتفاق افتادن یک واقعه) به عنوان بُعد چهارم اشاره کرد که باعث ایجاد فکر، احساس و اقدام می‌شود. در پاسخ، نازنین جمشیدیان توضیح داد که گرچه رویدادها محرک هستند و خارج از کنترل ما اتفاق می‌افتند، اما سه بُعد اصلی (فکر، احساس و اقدام) در کنترل ما هستند. ما اختیار داریم که چگونه به یک رویداد واکنش نشان دهیم. به همین دلیل، در چارچوب مورد بحث، تأکید بر ابعادی است که می‌توانیم در آنها “قدم برداریم” و تغییر ایجاد کنیم. مثلاً اگر محیط کار آسیب‌زننده است (رویداد)، اقدام این است که یا آن را ترک کنیم، یا با آن مقابله کنیم، یا راهی برای سازگاری بیابیم.

۷. نقش حیاتی ارزش‌ها در زندگی و پرسشگری

انتخاب نماد برای خود و همچنین نوع سؤالاتی که می‌پرسیم، به شکل عمیقی “ارزش‌های” ما را آشکار می‌کنند. نازنین جمشیدیان با قاطعیت بیان کرد که “ارزش‌ها بنیاد زندگی ما هستند”. آنها تعیین‌کنندهٔ رفتارها، واکنش‌ها و انتخاب‌های ما در مواجهه با موضوعات و دوراهی‌های مختلف زندگی‌اند.

  • پنهان یا آشکار بودن ارزش‌ها: ارزش‌ها ممکن است پنهان یا آشکار باشند و حتی خود ما از تمام آنها آگاه نباشیم. گاهی اوقات برای کشف ارزش‌هایمان، نیاز به کمک متخصص (مثلاً در “کوچینگ ارزش‌ها”) و گفت‌وگوهای عمیق است.
  • منشأ ارزش‌ها: ارزش‌ها اغلب ریشه در “باورهای عمیق” ما دارند. این باورها ممکن است در دوران کودکی شکل گرفته باشند، حتی در جاهایی که خاطره‌ای از آنها نداریم (مثلاً باور به شانس یا اینکه شاد بودن خوب است).
  • پویایی ارزش‌ها: ارزش‌ها ثابت نیستند و می‌توانند در طول زندگی تغییر کنند یا اولویت‌بندی آنها جابجا شود. مثلاً، ممکن است در شرایطی خاص، ارزش “صداقت” در مقابل ارزش “دوستی” قرار گیرد و فرد تصمیم بگیرد به خاطر دوستش دروغ بگوید، که نشان‌دهندهٔ تغییر یا اولویت‌بندی جدید در باورها و ارزش‌هاست. این “تکون خوردن باورها” باعث می‌شود که ما انتخاب‌های جدیدی در زندگی داشته باشیم و زندگی ما پویا و در حال تغییر باشد.

آگاه شدن از این ارزش‌ها بسیار مهم است، زیرا به ما کمک می‌کند تا انتخاب‌های آگاهانه‌تری داشته باشیم و مسیر زندگی خود را با وضوح بیشتری تعیین کنیم. نازنین جمشیدیان پیشنهاد داد که می‌تواند پرسش‌هایی برای کشف ارزش‌ها در گروه عصردیدنی اصفهان به اشتراک بگذارد.

۸. مواجهه با گذشته و یافتن تعادل

در پاسخ به سؤال مهم یکی از شرکت‌کنندگان در مورد گذشته که رها نمی‌کند، نازنین جمشیدیان توضیحات مهمی ارائه داد. او اذعان کرد که گذشته بر ما تأثیر می‌گذارد و “ما محصول حافظه هستیم”. گاهی اوقات، یک کوچ ممکن است تشخیص دهد که مراجعه‌کننده نیاز دارد به گذشته برگردد تا از آنجا “آگاهی” بردارد.

اما نکتهٔ کلیدی در “تعادل” است. اگر در گذشته غرق شویم و مدام آن را نشخوار کنیم (یعنی به شکل وسواس‌گونه به آن فکر کنیم)، بُعد “اقدام” را از دست می‌دهیم. حتی نوستالژی (که حس خوبی از گذشته می‌دهد) اگر بدون عمل باشد، می‌تواند تعادل را به هم بزند. هدف این است که: “آگاهی را از گذشته بردارید و بیایید [به زمان حال] و [ماجرا را] تمام کنید.” مثال ترس از دریا: اگر فردی از دریا می‌ترسد و دلیل آن را در گذشته پیدا می‌کند (آگاهی)، قدم بعدی این است که تصمیم بگیرد: “حالا می‌خواهم با این آگاهی چه کار کنم؟”. آیا می‌خواهد ترسش را برطرف کند و با دریا آشتی کند؟ یا اینکه بپذیرد که رفتن به دریا برایش مهم نیست و آن را رها کند؟. این “اقدام در زمان حال” است که اهمیت دارد و با ارزش‌های فعلی فرد در ارتباط است.

۹. سخن پایانی: زندگی کردن با پرسش‌ها و دادن استراحت به ذهن

در پایان جلسه، نازنین جمشیدیان یک نکتهٔ بسیار عمیق و راهگشا را مطرح کرد که خلاصه‌ای از فلسفهٔ زندگی با پرسش‌ها بود: “گاهی سؤال‌ها را رها کنید و بدون اینکه به سؤال اهمیت بدهید، با سؤالاتتان زندگی کنید.” این به آن معناست که همیشه لازم نیست به هر سؤالی چسبید و به دنبال پاسخ قطعی آن بود. گاهی اوقات، ذهن از کثرت پرسش‌ها خسته می‌شود و نیاز به “خاموش شدن” و “استراحت” دارد. این “رها کردن” و “نچسبیدن” به سؤالات، خودش یک “نکتهٔ بسیار مهم” و یک “عمل” است که می‌تواند به آرامش جریان زندگی کمک کند. با استراحت دادن به ذهن (مثلاً از طریق مدیتیشن یا لذت بردن از لحظه)، می‌توان دوباره با انرژی بیشتر به پرسش‌ها برگشت.


تعامل و گفت‌وگو در جلسه:

یکی از ویژگی‌های برجستهٔ این جلسه، تعامل بالای شرکت‌کنندگان بود. پس از بخش‌های آموزشی، افراد در گروه‌های کوچک به گفت‌وگو پرداختند، نمادها و سؤالات خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند و سعی کردند به سؤالات همدیگر پاسخ دهند. این فرصت برای گفت‌وگوهای دو نفره، به شرکت‌کنندگان کمک کرد تا دیدگاه‌های متفاوتی را بشنوند و به درک عمیق‌تری از پرسش‌های خود برسند. این فضا، نشان داد که “هنر پرسشگری” تنها یک مفهوم تئوریک نیست، بلکه یک مهارت عملی است که با تمرین و تعامل می‌تواند در زندگی روزمره به کار گرفته شود.

در نهایت، جلسهٔ سی و چهارم عصردیدنی اصفهان، تجربه‌ای بی‌نظیر برای کشف قدرت پرسشگری و نقش آن در خودشناسی بود. نازنین جمشیدیان با رویکردی عملی و الهام‌بخش، به شرکت‌کنندگان آموخت که چگونه با پرسش‌های زندگی خود مواجه شوند، آنها را دسته‌بندی کنند، ابعاد مختلفشان را بشناسند و مهم‌تر از همه، بیاموزند که چگونه با سؤالات خود “زندگی کنند” و در مسیر تعادل و رشد گام بردارند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید علاقه مند باشید به