قصه ای از کمد افسانه ای

ثنا، خالق برنامه کُمُدا، مهمان داستان امروز ما است. او از ادبیات و رمان‌های فاخر شکسپیر به دنیایی متفاوت پا گذاشته است. همه چیز از کمدی شروع شد که در صفحه‌ی پایانی یکی از کتاب‌های کتابخانه‌اش قرار داشت. کمدی با ظاهری ساده و رنگ‌پریده اما با دسته‌های طلایی درخشان. بی‌درنگ برای یک دقیقه‌ای که می‌خواست دنیای درون کمد را ببیند در آن پا گذاشت و حالا ده سال از حضور او در دنیای جدید می‌گذرد.

ثنا و افسانه‌سازی برای بازاریابی

خالق کمدا، زنی است که دغدغه‌های زیست محیطی‌اش، و از همه مهم‌تر دخترهای ایرانی، باعث شد دست به خلق تجربه‌ی جدیدی بزند. کمدا، برنامه‌ای برای بازفروشی لباس‌ها است. در پس رگال کمدهای همه‌ی ما دختران لباس‌هایی هستند که خودنمایی می‌کنند، گاهی اوقات به هوا‌خوری می‌روند و گاهی بر روی تن ما جا می‌گیرند، اما همیشه لباس‌هایی در خلوتی خاک‌خورده وجود دارد که هیچ‌کس به سراغشان نمی‌رود. ثنا و کمد افسانه‌ایش برای چرخه‌ی مصرف دوباره لباس‌ها ماجراجویی تازه‌ای را آغاز کردند.

در شروع برای ترویج استفاده از کالای نو و در حد نو از داستان و احساس استفاده می‌کرد. گاهی اوقات داستان‌هایی برای لباس‌ها می‌نوشت؛ لباس‌هایی که می‌خواستند از خانه‌ای به خانه‌ای دیگر سفر کنند. این روند تغییر پیدا کرد و به مرور زمان، این مخاطبین کمدا بودند که برای لباس‌ها داستان می‌نوشتند. آغاز  کمدا با داستان سرایی نشان از وجود احساس و ادبیات در بازاریابی است.

در این مسیر ثنا هر روز بیشتر خودش را می‌شناخت. نگاه او به بیزینس، سایه‌ی خودش است. به خوبی می‌داند که حال بیزینسش به حال او گره خورده است. اگر خودش خوب نباشد، بیزینس او هم حال خوبی نخواهد داشت.

عصردیدنی شیراز - ثنا و کمدا
ثنا و کمدا: آیا آن‌ها یکی هستند؟

ثنا به مرور زمان این را فهمیده است که باید خودش را از کمدا جدا کند؛ چرا که او کمدا نیست، بلکه خالقش است. این تمایز بین خالق و مخلوق در رشد فردی بنیان‌گذاران بیزینس ها اهمیت زیادی دارد. همان طور که برای ثنا مورد اهمیت بوده است. همچنین تیمی همراه به ثنا بسیار کمک کرده است. دایره‌ی حمایتی‌اش بعد از تشکیل تیم اتفاق افتاد؛ اما وجود یک جهان‌بینی برای او کمک کننده بود. این جهان‌بینی بیان می‎‌کند که ثنا هیچ تفاوتی با مردهای حوزه‌ی بیزینس و جامعه‌های بزرگ ندارد. گویا باور او به برابری ظرفیت ها، او را جسورتر کرده است. خودش می‌گوید: «من جایی از مسیر متوجه شدم که هیچ تفاوتی با male peer ندارم». بدیهیست که همین نگاه، مسیرهای روشن‌تری را برایش رقم زد و کمک کرد تا قدم‌های بزرگتری برای کسب‌وکارش بردارد.

نقطه آغاز

شروع مسیر برای ثنا از محیط قبلی کارش نشات می‌گرفت. او می‌دید که دلش می‌خواهد خودش کاری انجام دهد، نه اینکه فقط بخش کوچکی از جامعه‌ی کاری دیگر باشد. همین نشان دادن خودش به جهان، جرقه اول را در ذهنش روشن کرد.

شروع کار او و تیمش در گاراژ خانه پدری‌اش بود؛ جایی که تمام تیم در آنجا مشغول به کار شدند. دو سال اول به صورت Bootstrap کار می‌کردند تا در طول زمان سه سرمایه‌گذار به آن‌ها اضافه شدند. او اکنون فکر می‌کند اگر نگاه سرمایه‌گذاران در راستای نگاه‌های بیزینس یک شخص باشند، کمک بهتری برای بنیان‌گذار خواهد بود.

پی‌نوشت: «Bootstrap در دنیای کسب‌وکار به معنای راه‌اندازی و رشد یک کسب‌وکار با استفاده از منابع محدود، معمولاً با پس‌انداز شخصی، وام‌های کوچک یا درآمد حاصل از فعالیت کسب‌وکار است. این روش به ویژه برای استارتاپ‌ها و مشاغلی که به سرمایه‌گذاری خارجی کم یا هیچ دسترسی ندارند، کاربرد دارد.»

ثنا و کسب و کار: نگاه ویژه او به مسیر شروع آن

نگاه ثنا در ابتدای مسیر بیشتر شبیه یک بازی بود (بازی از جنس یادگیری و تجربه‌گرایی) که از انجام دادن آن لذت می‌برد. بازی می‌کرد، موانع را می‌شناخت و چالش‌ها را حل می‌کرد و مرحله به مرحله جلو می‌رفت. او مثل یک کودک به جهان نگاه می‌کرد. به دنبال شناخت و کشف چیزهای متفاوتی بود اما حالا بیزینس برای او تبدیل به حرفه ای استراتژیک تری شده است؛ او با تحلیل و مدیریت جلو می‌رود اما همچنان نگاه او تلفیقی از طبیعت و منطق است. در این میان توازن به او بسیار کمک کرده است. توازنی میان تخیل و عمل‌گرایی. تا جایی که لازم باشد خیال می‌ورزد و در زمان مناسب دست به عمل می‌زند.

او برخورد با نوسانات بیزینسی را مانند فصل‌های سال می‌داند. برخوردی از جنس اطمینان. اگر زمستان است، اطمینان دارد که بهاری زیبا در پیش روی اوست. این نگاه نشان‌ از چرخه‌های رشد، رکود و صبر در کارآفرینی است… همانطور که «اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، چرا ما انسان ها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آنچه می‌خواهیم، دست یابیم؟… -برگرفته از نامه‌های عاشقانه یک پیامبر-جبران خلیل جبران-»

ثنا، آدمی است که مسیرهای جاده را رها نمی‌کند. برای همین است که در پاسخ به این سوال که (چه زمانی باید کوتاه آمد و چه زمانی باید ادامه داد) هیچ جوابی نمی‌تواند بدهد.

او آن‌قدر در مسیر بوده است که تنها زمان حضور در مسیر، می‌داند باید چه کاری انجام دهد. پاسخ‌ها برای او از درون مسیر شکل می‌گیرند و نه از بیرون. او در تمام راه، نقطه‌ی مقاومت را ساخته و این جمله از فوکو همیشه همراه اوست:‌ «همان لحظه که نقطه‌ی مقاومت را می‌سازی، نقطه‌ی قدرت را ساخته‌ای». اما نقطه‌ی مقاومت برای ثنا چه چیزی بوده؟ مقاومت کردن در برابر بی‌معنایی، بی‌عدالتی و ناامیدی و در نهایت ساختن فضایی تازه.

ثنا و مدل رهبری شاخصش

ثنا، یک Leader (رهبر) ماهر برای تیمش است. تیمی یادگیرنده که مدام خود را با کارگاه‌های جهانی آپدیت می‌کنند. او مدل رهبری را ترجیح می‌دهد که به درون افراد نگاه شود. اسم این مدل، Feminine Leadership است. این یک رهبری زنانه نیست، بلکه رهبری است که با نگاهی لطیف تر و عمیق تر به مسائل نگاه می‌کند. نگاهی که هم در زنان و هم در مردان وجود دارد. این رهبری متکی بر درون، زایندگی و همدلی است. در چنین نگاهی، بیزینس صرفاً ابزاری برای سودآوری نیست؛ بلکه فضایی است برای رشد انسان‌ها و خلق معنا. انرژی زنانه به ما یادآوری می‌کند که می‌توانیم هم قوی باشیم، هم نرم؛ هم استراتژیک باشیم، هم شهودی‌نگر و این تلفیقی است که ثنا آن را در پیش گرفته است. چنین نگاهی بیزینس را انسانی‌تر، هوشمندانه‌تر و ماندگارتر می‌کند.

 ثنا و کمدا: تلاقی خلاقیت و الهام

این روایت، بخش کوچکی از داستان ثنا و کمد افسانه‌ایش در شهر شیراز بود. شیراز برای او شهر خلاقیت و الهام است. جایی که رویاها و افسانه‌هایش جانی تازه گرفتند و حال تمام کمد‌های دخترهای ایران با جادو و افسانه پر شده است. کافیست برای دیدنش در کمدا را باز کنید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید علاقه مند باشید به