در پنجاه و هشتمین جلسه عصر دیدنی مشهد، گفتگویی جذاب و پرمفهوم با موضوع “حل مسئله؛ راه حل درست برای مسئله نادرست” با حضور مهدی ندائی، تحلیلگر رفتار و مربی تربیت و توسعه منابع انسانی، برگزار شد. در این جلسه،مهدی ندایی عزیز اهمیت کشف صحیح مسئله پیش از ارائه راهحل را بررسی کرد و به نقش سوگیریهای شناختی در فرآیند حل مسئله پرداخت. در ادامه، خلاصهای از نکات کلیدی و بحثهای مطرح شده در این جلسه را با هم مرور می کنیم.
داستانی از مسیر شخصی و حرفهای مهدی ندائی
مهدی ندائی صحبتهای خود را با معرفی مسیر زندگی و تجربیاتش آغاز کرد. او از تحصیلات حوزوی و دوازده سال حضور در حوزه علمیه گفت و توضیح داد که چگونه تغییرات فکری و اندیشهای مسیر حرفهای او را تغییر داد. علاقه او به کشف حقیقت و درک عمیقتر از مسائل انسانی باعث شد به حوزه تحلیل رفتار و توسعه منابع انسانی وارد شود. او در این مسیر، مسئولیتهای مختلفی از مدیریت فرهنگسرا تا معاونت فرهنگی شهرداری مشهد را تجربه کرد.کشف مسئله؛ گامی مقدم بر حل مسئله
مهمترین موضوع جلسه بر اهمیت کشف صحیح مسئله تأکید داشت. مهدی ندائی گفت:«بسیاری از شکستها ناشی از پاسخ به مسائلی است که اصلاً مسئله نبودهاند.»پیش از آنکه برای مسئلهای راهحلی ارائه دهیم، باید از خود بپرسیم:
- واقعاً مسئله چیست؟
- این مسئله چگونه و چرا برای من به وجود آمده است؟
- آیا تصویر ذهنی من از مسئله با واقعیت مطابقت دارد؟
روش پنج پرسش «چرا» در مهارت حل مسئله
یکی از تکنیکهای مؤثر در کشف صحیح مسئله، پرسیدن مداوم “چرا” است. با پرسیدن پنج بار “چرا” میتوان به ریشه اصلی یک مشکل رسید. این روش به ما کمک میکند تا از پاسخهای سطحی عبور کنیم و به عمق موضوع برسیم.نقش سوگیریهای شناختی در حل مسئله
مهدی ندائی در بخش دیگری از سخنانش به سوگیریهای ذهنی پرداخت. او توضیح داد که مغز انسان تمایل دارد مسائل پیچیده را سادهسازی کند، که این امر میتواند منجر به ارائه راهحلهای اشتباه شود. برخی از سوگیریهای رایج عبارتند از:- سوگیری تأییدی: ما تنها به دنبال اطلاعاتی هستیم که باورهای موجود ما را تأیید میکند و دادههای متضاد را نادیده میگیریم.
- سوگیری سادهسازی: ذهن ما تمایل دارد مسائل پیچیده را به مسائلی ساده تبدیل کند که گاهی باعث میشود ابعاد مهم مسئله را نادید بگیریم.
- مغالطه شیب لغزنده: بزرگنمایی نتایج احتمالی یک مسئله که باعث میشود از تصمیمگیری صحیح دور شویم.
تفکیک علائم از ریشه مسئله
یک نکته کلیدی که در این جلسه مطرح شد، اهمیت تشخیص ریشه اصلی مسئله به جای درمان علائم آن بود. مهدی ندائی این موضوع را با مثال سردرد اینطور توضیح داد:«مصرف مسکن ممکن است درد را موقتاً برطرف کند، اما در صورت عدم بررسی علت اصلی سردرد، مشکل بهصورت اساسی حل نخواهد شد.»
تجربه شخصی؛ راهی برای کشف صحیح مسئله
ندائی بر این باور است که تجربه شخصی و یادگیری از آن نقش مهمی در کشف مسائل اصلی زندگی دارد. او به مثالهایی اشاره کرد که چگونه اشتباه در شناخت مسئله میتواند سالها زمان و انرژی را هدر دهد و چگونه تجربهگرایی میتواند درک عمیقتری از چالشها ایجاد کند.فرهنگ سازمانی و حل مسئله در محیط کار
مهدی ندائی در بخشی از سخنان خود به مسائل محیط کار و سازمانها پرداخت. او به نمونههایی از اشتباهات رایج در تبلیغات و بازاریابی اشاره کرد و توضیح داد چگونه شناخت نادرست مسئله میتواند به هدر رفت منابع مالی و زمانی منجر شود.جمعبندی و نتیجهگیری
در پایان جلسه، مهدی ندائی بر سه نکته کلیدی برای حل مسائل تأکید کرد:- لازم است همواره مسئله را بازتعریف و از زوایای مختلف به آن نگاه کرد.
- بسیاری از ما پیامدهای یک مشکل را بهعنوان خود مسئله در نظر میگیریم. تشخیص این دو موضوع از هم اهمیت بسیاری دارد.
- در فرآیند حل مسئله باید بپذیریم که همیشه قطعیتی در پاسخها وجود ندارد و این پذیرش به ما کمک میکند تا با ذهنی بازتر و منعطفتر با مشکلات مواجه شویم.


