درست‌های غلط: بررسی باورهای نادرست

وقتی صحبت از باورها و دانسته‌های ما می‌شود، گاهی با مسائلی مواجه می‌شویم که به ظاهر درست به نظر می‌رسند، اما در واقع اشتباه هستند. در جلسه‌ی دوم “عصر دیدنی نیشابور” با حضور دکتر فریبرز استیلایی، روانپزشک و تراپیست، موضوعی مهم و چالش‌برانگیز بررسی شد: درست‌های غلط!

روی کست باکس بشنوید

در یوتوب ببینید

اگر از ایران این محتوا را می‌خوانید، لازم است فیلتر شکنتان را روشن کنید.

 

تجربه‌ای از یک شرکت‌کننده

همان‌طور که در سالن مجموعه نهال نشسته بودم، به این فکر می‌کردم که چقدر دانسته‌های ما از کودکی تا بزرگسالی مورد تأیید دیگران قرار گرفته‌اند، بدون اینکه هیچ‌وقت آن‌ها را عمیقاً بررسی کنیم. جلسه با معرفی کوتاهی از سخنران آغاز شد و دکتر استیلایی با بیان گرم و صمیمانه خود، بحث را به سمت جایی برد که هیچ‌کس انتظارش را نداشت.

چرا آموزش‌های ما تأثیرگذار نیستند؟

یکی از نکاتی که دکتر استیلایی مطرح کرد این بود که ما بارها در جلسات تراپی شرکت می‌کنیم، کلاس‌های مختلف می‌رویم، دوره‌های آموزشی را می‌گذرانیم، اما تغییری در زندگی‌مان ایجاد نمی‌شود. چرا؟ علت اصلی این است که معمولاً فقط شنونده هستیم و بعد از اتمام جلسه، هیچ‌وقت به آنچه شنیده‌ایم فکر نمی‌کنیم و در زندگی شخصی‌مان آن را پیاده‌سازی نمی‌کنیم. این موضوع یکی از بزرگ‌ترین دلایلی است که باعث می‌شود اطلاعات ما بی‌اثر بماند.

مغز ما خسته است!

یکی از دلایلی که ما نمی‌توانیم تغییرات مؤثر ایجاد کنیم، خستگی مغزمان است. ما درگیر افکار و نگرانی‌هایی هستیم که انرژی زیادی از مغزمان می‌گیرند و باعث می‌شوند برای انجام کارهای مهم‌تر، انرژی کافی نداشته باشیم.

تناقض‌های ذهنی و انرژی روانی

دکتر استیلایی از ما خواست تا چند جمله رایج را ارزیابی کنیم، جملاتی که در جامعه به کرات شنیده‌ایم:

“باید آدم‌های سمی اطرافمان را حذف کنیم.”

“داروهای شیمیایی همیشه عوارض دارند.”

“آدم باید خودش مشکلاتش را حل کند.”

“ازدواج یک هندوانه سربسته است.”

“احترام به پدر و مادر واجب است.”

“پز دادن کار چیپ و سطح پایینی است.”

“خانم‌ها موجودات احساساتی هستند.”

“از هر دست بدهی، از همان دست می‌گیری.”

سپس از ما خواست که مشخص کنیم کدام یک از این جملات درست و کدام نادرست هستند. آنجا بود که متوجه شدیم بسیاری از این باورها مطلق نیستند و در شرایط مختلف، ممکن است درست یا غلط باشند.

بررسی برخی از باورهای رایج:

حذف آدم‌های سمی: اگر ما خودمان درک درستی از تعاملات اجتماعی نداشته باشیم، ممکن است به اشتباه افراد مفید را نیز از زندگی‌مان حذف کنیم.

داروهای شیمیایی: بله، برخی داروهای شیمیایی عوارض دارند، اما این بدان معنا نیست که همیشه مضر هستند. در بسیاری از موارد، مصرف آن‌ها ضروری است.

ازدواج هندوانه سربسته است: این تفکر باعث می‌شود افراد بدون شناخت کافی وارد زندگی مشترک شوند، در حالی که با تحقیق و مشاوره‌ی درست، می‌توان احتمال موفقیت در ازدواج را افزایش داد.

احترام به پدر و مادر: احترام، زمانی ارزشمند است که متقابل باشد. احترام بدون دلیل، تنها باعث آسیب دیدن فرد می‌شود.

نتیجه‌گیری

در پایان جلسه، این حقیقت را درک کردم که مغز ما به‌صورت پیش‌فرض از مسیرهای فکری مشخصی پیروی می‌کند و گاهی نمی‌توانیم تفاوت بین حقیقت و باورهای تحمیلی را تشخیص دهیم. باید بیشتر فکر کنیم، بیشتر سؤال بپرسیم و باورهایمان را با دقت بیشتری بررسی کنیم.
جلسه‌ای پر از چالش‌های فکری و سوالات جدید بود که ذهن من را برای ساعت‌ها درگیر کرد. حالا که به خانه برگشته‌ام، به این فکر می‌کنم که چقدر از دانسته‌های من، واقعاً درست هستند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید علاقه مند باشید به